تبليغاتX
درد واره ها
  header
 

بارن ببارد اگر بر کویر خاطره­ام

رد پایت

          آرام، آرام

افسانه خواهد شد

                        در هزار و یک شب قلبم

شاید که این قافله­ی دردها

لحظه­ای گم کند مسیر هر روزه­اش را

می­دانم

می­دانم داستان کویر و باران

همان داستان همیشگی دو خط موازی­ست

و قلب من که همچنان

در سراب امیدِ میان این دو نامهربان

بر در و دیوار می­کوبد

 

باران ببارد اگر از چشمان خسته­ام

آخرین بارقه های امید هم

محو خواهند شد

                     در کوچه پس کوچه­های قلبم

شاید که این شب­نشینی دردها

لحظه­ای بایستد از این نفس­زدن­ها

می­دانی

می­دانی داستان باران و چشمانم

همان داستان روزانه­ی دم است و بازدم

و قلب من که همچنان

                             اما یک در میان

خسته از این شب­نشینی­ها

بر در و دیوار می­کوید

باران ببارد اگر ...

 

۱- دلیل حذف پست قبلی:چند روز قبل در برخی سایتها_ که قابل اعتماد بودند_ خبری دیدم شامل همان جملات منسوب به آیت الله خمینی که در پست قبلی منتشر کرده بودم.چند روز پس از آن در سایتهایی دیگر اخباری خواندم مبنی بر غیرواقعی بودن آن جملات.لذا بر آن شدم تا با جستجوی صحیفه­ی نور( چه مکتوب و چه نسخه­ی کامپیوتری) صحت و سقم مطلب را بیابم که متاسفانه عین جملات مزبور یافت نشد.هر چند جملاتی با مضامین مشابه زیاد بود_ که در آینده از آن­ها استفاده خواهم کرد_ اما به دلیل نیافتن عین عبارت و جلوگیری از سوتفاهم تحریف سخنان آیت الله خمینی و از آن جهت که قرار نیست همانند ایادی دولت کودتا باشیم، پست قبلی را فعلا در موقعیت ثبت موقت قرار دادم تا مشخص شدن واقعیت ماجرا.امیدوارم شهامت اعتراف به اشتباه و اصلاحش همشیه در وجودمان زنده بماند.( که اگر اینگونه بود در این چند ماه شاهد این­همه جنایات و فجایع نبودیم)

۲- دیروز توفیق داشتم تا شیخ اصلاحات را چند دقیقه ای در منزلش ملاقات کنم.چه لذتی بردم از دیدن چهره متبسم و قاطعش.با همه انتقادات فراوانی که به آیت الله خمینی دارم اما این روزها دلیل حمایت های مکررش از افرادی نظیر موسوی و کروبی و خاتمی را به خوبی می فهمم.( هنوز هم به رفتارهای شیخ در سالهای اخیر انتقاد دارم ـ البته از نوع گفتگوهای داخل خانواده که باید این روزها مسکوت بماند ـ اما رفتارهای ماه های اخیرش واقعا قابل تحسین است.)

  نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 9:47  توسط  دست خیال  | 

ظاهرا که جوان­کشی، قرن هاست آیین و رسم حکومتداری در این خاک غربت­زده شده.امروز هم آنگونه که اخبار حکایت داشت، احسان فتاحیان (فعال سیاسی کُرد) اعدام شد.هر چه در اینترنت جستجو کردم نتوانستم اتهامات قابل قبولی بیابم که حکم اعدام شایسته­اش باشد ( هر چند در اصل اجرای حکم اعدام، حرف و حدیث­های فراوانی­ست)؛ هر چه بود فعالیت سیاسی بود و بس.نمی­دانم با کشتن ندا و سهراب و کیانوش و محسن و ... حکومت چه نتیجه­ی قابل قبولی گرفت که تداوم این کشتارها مثمر ثمر باشد؟سلطان! باور کن تمام شده­ای.

" ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که پول مرگ تو را گرفته

شام حلال می خورد. " ... شعر از جناب شمس لنگرودی

پی نوشت:امروز شنیدم متهمان تجاوز در کهریزک آزاد شده­اند.امیدوارم شایعه باشد هر چند که متهمان اصلی از ابتدا هم آزاد بودند.

  نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 20:48  توسط  دست خیال  | 

می­گویند تقوا از تخصص لازم­تر است.آن­را می­پذیریم اما می­گویم آنکه تخصص ندارد و کاری را می­پذیرد تقوا ندارد. " دکتر چمران "

* لطفا تعداد متخصصین دولت نهم به بعد را بشمارید! یا به عبارتی، لطفا تعداد با تقواهای دولت نهم به بعد را بشمارید!

  نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 11:5  توسط  دست خیال  | 

جُرمم فقط خواستن بود و به این جُرم، بد می­کُشند اما آن­که کُشته می­شود، سرافکنده کُشته نمی­شود..... من متعلق به نفرت از اسارتم و نفرت از استبداد، اما به باور داشتن، عادت نمی­کنم.عادت، ردّ تفکر است و ردّ تفکر، آغاز بلاهت است و ابتدای دَدی زیستن.انسان، هرچه دارد، محصول تمام هستیِ خویش را به اندیشه سپردن است..... آنچه شما گلّه می­نامید آقا، گلّه نیست یک گروه بزرگِ عاشق صادق است و به ظاهر خاموش.پنج هزار سال است که به ظاهر، خاموش است و صدها حکومت را با سر، زمین زده است.مردمان ما می­دانند که در تَن سکوت، چگونه زهری جاری­ست..... حکومت­هایی که معنی دوست داشتن را نمی­فهمند، نفرت انگیزند و نفرت انگیز­ترین چیزی که خداوند رخصت داد تا ابلیس به انسان هدیه کند حکومتی­ست که عشق را نمی­فهمد..... هیچ چیز مثل خودِ استبداد، استبداد را رسوا نمی­کند... ( بخش­هایی از کتاب " یک عاشقانه­ی آرام، اثر زنده یاد نادر ابراهیمی)

پی نوشت (بی ارتباط با 22 خرداد و 30 خرداد و 18 تیر و روز قدس و  13 آبان و 16 آذر و ...!) : صرف نظر از دوست داشتن یا دوست نداشتن ما، اما، حکومتی که به اصلاح، تِن ندهد به تغییر، دچار خواهد شد.

  نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 17:48  توسط  دست خیال  | 

آن روزها سربازان آن مرد در گهواره‌ها بودند، امروز سربازان آن مرد، در بندهای اسارتی غریب گرفتارند.

 پی نوشت:

۱- شعار این تصویر به هیچ عنوان به معنی مقابله و مبارزه با دین و نفی دین نیست حداقل از نظر من.آنانی که از شعارهای ملی و میهنی مردم در هراسند سعی دارند هر گونه مطالبه مردم را به نام ضدیت با دین سرکوب کنند.

۲- دیروز توفیق داشتم همراه جمعی باشم برای ملاقات تعدادی از خانواده های آزادگان در بند دولت کودتا.از مجموع کلامشان کاملا مشخص بود که هم آزادگان در بند و هم خانواده هایشان آنچنان محکم ایستاده اند که نوکران زر و زور تزویر در نهایت استیصال قرار دارند.بی جهت نیست رئیس جمهور موسوی در بیانیه جدیدش گفته: دیر یا زود ـ بلکه به امید خدا بسیار زود ـ مخالفان مردم صحنه را ترک می کنند.

۳- وعده ی ما: سبزترین روز سال ... زنجیر انسانی سبز ... میدان 7 تیر تا سفارت سابق آمریکا

۴- پیام محسن میردامادی از زندان اوین... پاسخهای جالب آیت الله منتظری به چند پرسش... پیام کیوان صمیمی از زندان... نوشته جالب مهاجرانی( روز ۱۳ابان روز نرمش برابر آمریکا نیست)... مسیر های راه پیمایی ۱۳ آبان... گزارش لحظه به لحظه راه پیمایی ۱۳ آبان در سایت کلمه

  نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 11:33  توسط  دست خیال  | 

پاسخ به سئوال دوم پست قبلی (از آن دسته از مردمی که از سر لجبازی یا نوکریِ زر و زور از او حمایت می­کنند بگذریم، ذهن آن دسته از مردمی که از سر سادگی و صداقت، به دام عوام­فریبی دولت کودتا دچار شده­اند را چگونه باید روشن کرد؟) برای تمام کسانی­که می­خواهند نقش روشنگری خود را در کشور ایفا کنند بسیار مهم است نه از آن رو که کوس رسوایی دولت کودتا را بنوازند که مشکل این روزها فراتر از دعوای چپ و راست است.جریانی که مدتیست بصورت خزنده وارد حکومت و حاکمیت شده و عقبه­اش به همان فرقه­ی مصباحیه معروف می­رسد نه با چپ و راست که با اصل ماجرا یعنی مردم مشکل دارد و دنبال مدلی از حکومت بصورت خلیفه­گری و سلطانی­ست که در آن مردم تا زمانی مفیدند که نوکر خلیفه باشند و در راستای اهداف ملوکانه­اش.هر وقت توانستیم این نکته را بصورت شفاف برای آن روستایی زحمت­کشی که با زور بازو و عرق جبین فعالیت می­کند و ماهیانه صدقه­ای _ به اشکال مختلف_ از دولت کودتا می­گیرد جا بیندازیم و تلفیقی از نان و آزادی را برایش تفهیم کنیم در ایفای نقش روشنگری خود موفق بوده­ایم.اینجاست که شکاف قشر روشنفکر با ابتدایی­ترین بخش از بدنه­ی کشور و بی توجهی­اش به این قشر از جامعه در سال­های متمادی قبلی رخ می­نماید.شکافی که مطمئنا یکی از دلایل اصلی­اش نبود احزاب قوی و آزاد است و پُر واضح است که دلیل آن هم به نخواستن حاکمیت بر می­گردد.البته فراموش نکنیم عمر احزاب مدرن به حدود ۱۱تا ۱۵سال می­رسد که در این مدت هم به نظر توانشان معطوف بوده به برقراری رابطه با اقشار متوسط و تقویت فکری و فرهنگی این بخش که ثمره­اش را هم در این مدت اخیر دیدم اما نکته­ی کلیدی اینجاست که دولت کودتا با تکیه بر حمایت­های مالی از اقشار آسیب پذیر و همینطور دروغ­پردازیهایی در قالب سخنان راستگونه و زیبا و در نتیجه منحرف کردن اذهان بخش­های دیگر، حرکتش را سامان می­دهد و این ما هستیم که باید همانطور که رئیس جمهور موسوی در بیانیه ۱۱و ۱۳مدام به آنها اشاره دارد، با تشکیل زیر شبکه­های اجتماعی در خانواده و محل کار و محیط­های دوستانه و با کمترین هزینه­های مالی، این ترفند را خنثی و عموم مردم را از حقوق اولیه­شان مطلع نماییم که در آن­صورت، دیگر پاشنه آشیل کودتاگران یعنی صدقه­های ماهیانه در مناطق محروم و انواع و اقسام دروغ­پردازیها کارساز نخواهد بود.

خلاصه کلام آن­که یقینا برای برقراری دموکراسیِ پایدار به نهادهای واسطه و قشر متوسطِ فرهیخته و آگاه نیاز است.اما برای تحمیل خواسته­های اولیه­­ی مردم به حاکمیت، باید این قشر، وسیع باشد و موثر و یکی از راه­های تقویتش هم کاستن از حجم اقشار آسیب پذیر و پیوستنشان به قشر متوسط است؛ کاری که دولت کودتا دارد درست عکسش را انجام می­دهد یعنی تلاش برای تضعیف قشر متوسط و توسعه قشر آسیب پذیر.قشری که دولت کودتا با تزریق انواع و اقسام صدقه از آنان بهره می­برد و ما که نه پول نفت داریم و نه کمیته­ی امداد و نه بسیج و ... باید با تشکیل شبکه­های اجتماعی و روشنگری در محیط­های کوچک، مسیرش را مسدود کنیم.در صورتی­که بتوانیم بین کمک­های مالی دولت و تغذیه­های فکری جنبش سبز به این قشر، پلی ایجاد کنیم توانسته­ایم از پاشنه آشیل کودتاگران بهره ببریم.

  نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 23:35  توسط  دست خیال  | 

زان پیشتر که از سر ما آب بگذرد ............... با ناخدا بگوی که از خواب بگذرد

این کشتی شکسته در این تندباد سخت .... آخر چگونه از دل گرداب بگذرد

ای سرزمین مادری، ای خانه ی پدر ............ یادت چو آتش از دل بی تاب بگذرد

ترسم که چاره ای نکند نوش دارویی ........... زین موج خون که از سر سهراب بگذرد

گر همچو رعد، نعره برآریم همزمان ............. کی خواب خوش به دیده ی ارباب بگذرد

شعر از زنده یاد فریدون مشیری

  نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 21:52  توسط  دست خیال 

بارها قلم را _ همان که قرار بود توتم ما باشد و این روزها جرمش از مجهزترین سلاح­ها هم بیشتر است_ برداشتم تا به حرمت روزهای کوتاه با او بودن، دِینی هر چند کوچک ادا کنم اما واقعیت این است که نمی­توانم.

خواهرم مهرک، چگونه غبار شرمندگی از چهره بزدایم که دارم هوای تازه استشمام می­کنم و همسرت شهاب، آن داخل دارد تنهایی را چونان اجداد غریبش تجربه می­کند.

از روزی که بعد از مدت­ها تصویرش را در قاب نامبارک سیمای غیرملی دیدم و بابت سلامتی­اش خدای یگانه را سپاس گفتم هر روز و هر روز با خود می­اندیشم که این چهره­ی معصوم چه گناهی می­تواند مرتکب شده باشد؟ یعنی باید بپذیریم که منسجم کردن فعالیت جوانان این خاکِ غربت زده و حفظشان زیر چتر جمهوری اسلامی، گناه شهاب بود؟گرم کردن تنور انتخابات و تلاش برای آبرو خریدن برای نظام باید تاوان زندان 5 ساله داشته باشد؟

حوادثِ این روزها، بهترین گواه است که جرم شهاب و میلیون­ها جوانی که شهاب­گونه، آسمان ایران را نورباران کرده اند و خیال خاموشی هم ندارند آن است که بر تاریک­خانه­ی اشباح نور تابانده­اند.آری شهاب، تو از آن روز که به جنگ تاریکی رفتی و به جای شمشیر، فانوس برافروختی تا پنهان ­ترین زوایای مثلث زر و زور و تزویر را افشا کنی محکوم بودی و در دادگاه مخفیفانه­شان مجرم.فقط به زمانی مناسب نیاز بود تا کینه­های قدیمی فرصت عقده­گشایی بیابد.

خواهرم مهرک، زینب­گونه حدیث صبر و صلوه را در این نینوا فریاد کن که ملتی همراه توست و تو شهاب، برادرم، همانگونه که درد تهمت و غربت را این روزها به جان خریدی و به تاسی از اجداد مطهرت، خم به ابرو نیاوردی، باز هم مردانگی و آزادگی را ترجمان باش که باور دارم پیروزی از آن توست.

آخرين سيب آن سبد را برايت نگه داشته­ام

براي فرداي نزديك

همان روزي كه ديوارها

به نابودي ابدي­شان دچار مي­شوند

پی نوشت:

۱- ظاهرا دعای کمیل هم برای مدعیان دینداری معضل شده.امشب و حین برگزاری دعای کمیل در منزل پدر همسر شهاب، برادران مومن و متدین یورش می برن و بازداشت می کنن و ...

۲- وبلاگی برای آزادی شهاب 

۳- روزه سیاسی جوانان سبز در سالروز میلاد امام رضا(ع) 8/8/88

  نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 12:23  توسط  دست خیال  | 

۱-۱- وقتی رئیس جمهور موسوی در ایام انتخابات جملات زیر را گفت، توسط بخش­های ریز و درشت مدعیان اصولگرایی به انواع و اقسام توهین­ها و تهمت­ها نواخته شد: به گفته­ی دولت ۱۷ميليون تُن، توليد فولاد کشور است. درحالي که حقيقت چيز ديگري است. ظرفيت توليد فولاد در کشور ما ۱۳ميليون تن و مقدار توليد ۱۱ميليون تن است ... ما در مقابل پديده شگفت آوري روبرو هستيم به طوري که روبروي دوربين و تلويزيون قرار مي­گيرد و سفيد را سياه جلوه مي دهد و دو ضرب در دو را ۴ نمي داند ...  من به دليل احساس خطري که در نظام جمهوري اسلامي به وجود آمده است و آن پديده دروغ مي‌باشد،  به صحنه آمدم.

۱-۲- حالا بخوانید سخنان آقای پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور را در یکی از روزهای مهر ۸۸: سالانه ۱۰ميليون و ۹۰۳هزار تن فولاد در کشورمان توليد مي­شود. در حالي که اين رقم ۱۵ميليون تن اعلام مي شود. توليد سيمان ۴۵ميليون تن است در حالي که ۶۹ميليون تن اعلام کرده­اند. توليد آلومينيوم ۲۵۰هزار تن است در حالي که مي گويند ۴۵۷هزار تن توليد شده است. توليد مس ۲۶۰هزار تن اعلام مي شود در حالي که ۲۰۶هزار تن است. لذا به هر حال بايد اطلاعات دقيقي از سوي مسوولان به مردم ارائه شود. ( لینک خبر: + )

۲-۱- رئیس دولت کودتا که در ایام انتخابات سعی داشت برای تبلیغ توفیقات دولتش در زمینه­های مختلف، از آمار نادرست بالا بهره­برداری کند زیبنده­ی چه نامی­ست؟ حامیان پَر و پا قُرصش در حاکمیت و نهادهای فقهی و نظامی چه؟

۲-۲- از آن دسته از مردمی که از سر لجبازی یا نوکریِ زر و زور از او حمایت می­کنند بگذریم، ذهن آن دسته از مردمی که از سر سادگی و صداقت، به دام عوام­فریبی دولت کودتا دچار شده­اند را چگونه باید روشن کرد؟

پی نوشت: اینها را نگفتم تا از یکی بدگویی کنم و از دیگری اسطوره بسازم که یکی از مشکلات ما اسطوره سازی و مقدس ساختن انسانهاست.تکرار مکرراتی از این دست حداقل فایده اش این است که باعث بیشتر هم زدن دیگی می شود که بوی تعفنش همه مملکت را گرفته.درباره­ی سئوال ۲ در پست بعدی مفصل­تر خواهم نوشت.

  نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 0:25  توسط  دست خیال  | 

۱- تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد... درحقیقت در اینجا مبارزه تبدیل به یک زندگی شده است، زندگی که ادامه دارد و هیچگاه توقف پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه ای متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب ناپذیر هم هست.(لینک اولین مصاحبه رئیس جمهور موسوی پس از انتخابات : + )

۲- جواناني كه زاده همين انقلابند و هويت خود را برآمده از متن خواسته‌هاي اصيل انقلاب اسلامي ‌دانسته و مي‌دانند، تنها به جرم اعتقاد و التزام به آرمان‌‌هاي امام(ره) و مردم و اعتقاد به وجود ظرفيت اصلاح پذيري ناسازه‌هاي نظام و حضور در انتخابات و طرفداري از نامزدي مشخص از نعمت آزادي محرومند. البته به تازگي اين بي‌شرمي‌ها شكل جديدي به خود گرفته و متأسفانه دستمزد جوانان عزيزتان را با احكام و حبس‌هاي طويل المدت از جمله حکم اخیر سید شهاب الدین طباطبایی رئیس ستاد ۸۸ ، در غياب وكيل مدافع و دفاع متهم و حتي اتهام مشخص صادر شده‌ پاسخگو شده‌اند.... به نظر ما و تمامي هم‌سالانمان اين تنها محاكمه چند جوان نيست بلكه محكوم كردن يك نسل است. نسلي كه در گفتمان انقلاب رشد كرده و به بلوغ رسيده و خود را محق در انتخاب آينده خود و سرزمينش مي‌داند. به نظر ما چنين برخوردهايي با صديقترين و شريفترين جوانان ايراني موجب فاصله گرفتن اين نسل با اصل نظام خواهد شد. ( بخشی از بیانیه ستاد ۸۸، لینک خبر با ف.ی.ل.ت.ر. ش.ک.ن:+ )

  نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 12:58  توسط  دست خیال 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM