|
1- عملکرد اصلی دانشگاه، تولید علم و دانش است.وقتی دانشگاه به وظیفهی خود درست عمل کند، محصولات انسانی آن هم اندیشمندان و پژوهشگران خواهند بود.اما زمانی که وظیفهی اصلی دانشگاه دچار مشکل شود و به جای تولید اندیشمند، مبارز سیاسی تربیت کند در حقیقت نشانههایی از یک بیماری ظاهر شده است.بیماری که به دلیل نامناسب بودن فضای سیاسی برای فعالیت احزاب، ایجاد شده تا دامنهی فعالیت آنها به درون دانشگاهها و به تبع آن خانوادهها کشیده شود.
2- در عین حالی که وظیفهی اصلی دانشگاه تولید علم و دانش و تربیت اندیشمند است، اما طبیعی است این اندیشمند قرار نیست در فضای ایزولهی علمی زندگی کند. در حقیقت سیاسیشدن، فعالیت جنبی دانشگاه بوده و مبارزان سیاسی جزءِ محصولات جانبی آن میباشند.بی توجهی به این مقوله نیز به گونهای ناشی از بیماری تاریخی انفعال پس از دوران افولِ امید میباشد.
3- هر دو مورد فوق به مرور باعث ایجاد خسارت اصلی برای دانشگاه و دانشجو خواهند بود.نگاهی به وضعیت کاملا سیاسی دانشگاهها در دولت اصلاحات و وضعیت منفعلانهی آنها در این سه سال و اندی اخیر گواه این مدعاست.
4- خواندن نامهی نسبتا تند دانشجویان دانشگاه شریف خطاب به رئیس دولت نهم که در پی دعوت مسئولین دانشگاه صنعتی شریف از او برای حضور و سخنرانی در این دانشگاه صورت گرفته؛ دلیل نوشتن این پست شد.(اینجار را کلیک نمایید) فضایی که با توجه به نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری در دانشگاهها در حال شکل گیری است اگر در مسیر درستی حرکت کند و به افراط و تفریط دچار نشود قطعا زیبندهی دانشگاه خواهد بود.
بخشهایی از کتاب امام علی صدای عدالت و انسانیت؛ تالیف جرج جرداق:
* آزادی بنا به گفتهی صریح و روشن او، ناشی از اصول طبیعی است؛ حق طبیعی مردمی است که آنها و تنها همانها حق دارند که سرنوشت خود را تعیین کنند و کسی را نمیرسد که این آزادی را از آنها سلب کند یا به آنها ببخشد.
* در پیمان نامهی او با مسیحیان نجران چنین آمده:"... نه ستم ببینند و نه حقی از حقوقشان تضییع شود..." و خون بهای یک فرد مسیحی را چون دیهی یک نفر مسلمان تعیین کرد.
* او در هر حال از تو میخواهد که رای و اندیشهی خود را در هیچ یک از امور زندگانی، مدار حکم و قیاس مطلق قرار ندهی.حقِ هر کس عینا همانند حق توست گرچه در پارهای از معتقدات و یا اساسا در تمام معتقدات مخالف تو باشد.
پی نوشت:
1- افسوس که به جای اندیشههای امام، فقط زخمهای تنش را به ما نشان دادهاند.
2- برای موافقت یا مخالفت با هر اندیشهای و یا هر شخصیتی به مطالعه آثار و گفتار و رفتار او نیازمندیم.چقدر در گفتار و رفتار امام علی علیه اسلام تحقیق کردهایم؟از فرمانش به مالک اشتر که در مورد روش زمامداری در زمرهی اسناد سازمان ملل است چقدر میدانیم؟
شنیدم گوسفندی را بزرگــــی رهانید از دهان و چنگ گرگی
شبانگه کارد در حلقش بمالید روان گوسفند از وی بنالیــــــد
که از چنگال گرگم در ربــــــودی ولیکن عاقبت خود گرگ بودی!
"سعدی"
پینوشت کاملا بی ارتباط با نوشته:
1- بعضیها وقتی برای سخنرانی زمین و زمان را بسیج کنند تعداد حداکثر " 1000 نفر دگرجوش" در محلی معلوم مهیا میشوند و بعضی دیگر وقتی زمین و زمان بسیج میشوند که مقابله کنند، جمعیتی بیشتر از "5000 نفر خودجوش" برای سخنرانیاش جمع میشوند؛ آن هم در دانشگاه تهران.
2- راستی آن بزرگی که غیر مستقیم، خاتمی را با شاه سلطان حسین مقایسه فرمود، فراموش کرده که همین چند ماه پیش دریای خزر را به روسیه بخشیدیم؟
لطفا سوء تفاهم نشود.نه قصد تمسخر اعتقادات افراد را دارم و نه حتی قصد بی حرمتی به مبانی مذهبی مورد قبول افرادی که شاید برای خودم هم قابل قبول نباشد.فقط نمیدانم چرا بعد از دیدن این عکس، جریان سیالی باعث آشفتگی ذهنم شده:
عدالت شعار اصلی ... خانهی هدایت کرج... محل نگهداری دختران بی سرپناه... فقط محل خدمت حاج آقایان محترم عوض شد... دانشگاههای ما باید اسلامی باشد... مددی ... معاون دنشجویی مومن دانشگاه زنجان ... با اون دختره صیغه بوده ... طرح امنیت اجتماعی برای آسایش خانواده هاست... سردار زارعی... 17 دختر ... واااو چه اشتهایی... عبادالله اوصیکم بتقوی الله... حاج آقای گلستانی... بابا این که همهی فوت و فنهای فیلمهای پ.و.ر.ن.و رو بلده... سرم درد گرفت آسپیرین لطفا...
... و امروز یادآور آن است که
باید هر آنچه داشت بر جای گذاشت
سبکبار و خرامان در قربانگاه ابراهیمیان قدم نهاد
رها از همهی هستیها
از همهی بودها و نبودها
درمعشوق ازلی و ابدی محو شد
همانگونه که تنها آمد، تنها نیز بازگشت
بلکه تنهاتر
فارغ از هرچه بودنی
هر چه ماندنی
ديروز شنيدم برادرِ یکی از دوستانِ دور به طرز فجيعي به قتل رسيده است.چند نفر که ظاهرا معتاد هم بودهاند_این را همسايگان شجاع بعدا گفتند_ به منزلش سرازير ميشوند؛ مانند مغولان میکشند و میسوزانند و میبرند و میروند.در اين ميان، همسايگان نازنين که شاهد صحنههای مشکوکي بودند ترجیح ميدهند پشت درب منازلشان از ترس بلرزند و سکوت کنند.
ظاهرا ما فقط زبانمان در تاکسی و اتوبوس و محافل خصوصی و حداکثر نيمه عمومي برای اعتراض به دولت و حکومت و اين و آن فعال است اما برای کمک به یک همسایه حتی دریغ از یک تماس تلفنی به پلیس.چه بر سرِ ما آمده؟
خوب که بنگری
حرکت موّاجِ درد را خواهی دید
که با هر تپش قلبم
تا دورترين سلولهای این تنِ فرسوده پخش میشود
دیگر حتی نیمکتهای این پارک خلوت هم خستهاند
خستهاند از این همه شب نشینی آهنگ و سیگار
میشنوی صدای سنگ طعنهشان که جام دلم را نشانه رفتهاند:
" چگونه این شبها دوام میآوری؟ "
پی نوشت:۱۶ آذر مبارک ... تسلیت ...
در سال 1380 خانم فاطمه پژوه _ به گفتهی خودش_هنگام تجاوز همسر صیغهای خود به دختر 14 سالهاش وارد صحنه میشود.کنترل اعصابش را از دست میدهد و مرد را میکشد و ...
سال 1381 محکوم به اعدام میشود که چندین بار به دلیل اعتراض شدید فعالان حقوق بشر و همینطور نامهی دخترش به رئیس قوهی قضائیه اجرای حکم متوقف میشود تا هفتهی پیش که بالاخره حکم اجرا شد.
نکتهی جالب آن که وکیل هم از حکم خبر نداشته و همه از طریق هم بندیِ خانم پژوه از قرنطینه رفتن او اطلاع یافته اند.به عبارتی قرار بوده اجرای حکم مخفیانه باشد(؟)
بدیهی است که آدم کشتن خانم پژوه را تایید نمیکنم اما کدام انسانی نمیتواند حس او را هنگام مشاهدهی صحنهی تجاوز به دختر 14سالهاش نادیده بگیرد؟بهترین روش آن است که خود را برای دقایقی در قالب متهم قرار دهید.آدم کشتن او زشت بود همانطور که کشتن فاطمه هم زشت بود.آن هم مخفیانه تا فعالین حقوق بشر مطلع نشوند و باز هم الم شنگهای دیگر ایجاد نکنند تا حکم در نهایت آرامش اجرا شود.
به سلامتی ِ عدالت...
راستی حتما میدانید که اگر مردی هنگام تجاوز به همسرش وارد صحنه شود و مرد فاعل(متجاوز) را بکشد، یا اگر پدری فرزندش را به قتل برساند، قصاص ندارد و با اعدام نکردنِ قاتل، پایههای کائنات به لرزه در نخواهد آمد. چرا در این مورد رگ گردن آقایان دیندار متورم نمیشود که باید قاتل را مجازات نمود؟
نمیدانم چرا اعتراضات و انتقادات بعضا تند آقای هاشمی شاهرودی در جلسات خصوصی و محرمانه وقتی به مرحلهی عمل میرسد ...
پی نوشت:
سعی میکنم از امروز و به جهت احترام به دوستان عزیز، برای کامنتها جواب بگذارم ـ قبلا هم این کار را انجام می دادم ولی کمتر.البته لازمهی این کار، بصورت منظم و روزانه وقت گذاشتن است که البته چندی است بی برنامگی یکی از برنامه های زندگیام شده.
رئيس دولت نهم: ما قادر هستيم كه كشور خود را حتي با نفت ۸دلاری و ۵دلاری اداره کنیم.
پي نوشت: احتمالا تخصص رئيس دولت نهم، ادارهی مملکت با نفت 5 دلاری است.با نفت 144 دلاری که کاری بر نيامد.از ديگر تخصصهاي دولت نهم، توجه جدی به نظرات کارشناسی است و همينطور برخورد جدی با جعل و ادعاهاي دروغين که خواندن دو مطلب ذيل در همين راستا توصيه ميشود:
۱- رئیس دولت نهم به اساتید اقتصاد:ناشیانه اظهار نظر نکنید
۲- نظر سازی حامیان دولت آغاز شد
رحيم مشايي: با پيروزي انقلاب دامنه ظلم برچيده و دامنه عشق در کشور و منطقه گسترده شد. (منبع:سایت شهاب نیوز)
پی نوشت: و البته در این سه سال و اندی هم کارِ دامنه، يکسره شد.باور نداريد؟ از جملات زير برداشتي غير از عشق دارید؟آن هم به حد وافر و از نوع اعلا.تهمتهايي به آقای موسويان زده شد.دادگاه از اتهامات جاسوسی ایشان را تبرئه کرد.آقايان توکلي و افروغ و ... عذرخواهی کردند و حلاليت طلبيدند.حالا:
رئیس جمهور صبح امروز در حاشیه بازدید از نمایشگاه مطبوعات پیرامون شکایت حسین موسویان از رسانههایی که به عنوان رسانههای «حامی دولت» شناخته میشوند؛ ضمن انتقاد از این مساله گفت: این موضوع را با رهبر انقلاب در میان گذاشتم و به رئیس قوه قضائیه نیز در ملاقات امروز متذکر خواهم شد.
به گزارش سایت رجانیوز (نزدیک به دولت)؛ محمود احمدینژاد همچنین اظهار داشت: این اتفاقات در حالی رخ میدهد که فردی که اطلاعات کشور را به بیگانه داده، آزادانه در جامعه میگردد اما رسانههایی که به این موضوع پرداختهاند، محاکمه میشوند. (منبع:سایت شهاب نيوز)
در پی استیضاح و برکناری کردان توسط مجلس هشتم به دلیل جعل مدرک تحصیلی
رئيس دولت نهم:
"رفتار آقای کردان در روز استیضاح را رفتاری انقلابی، آرمانی و مبتنی بر فرهنگ بسیجی دیدم.مطمئنم کسي که خود و آبرويش را با خدا معامله ميکند به بهترين وجه آنرا خواهد خريد."
روزنامه ي کارگزاران روز يک شنبه 3/9/87
پی نوشت:
آب حوض خالی می کنیم.پرده ی... پاره می کنیم.مدرک جعل ميکنيم.مظلوم واقع می شویم.با خدا معامله ميکنيم...
راستي هفته ی بسیج مبارک...
غروب اولین روز آذر 77 است.چند مرد به خانهی پیرمردی 70 ساله وارد میشوند.او را که دوران نقاهت پس از بیماری را طی میکند، در اتاق کارش با وارد کردن ضربات متعدد چاقو در قسمت سینه به قتل میرسانند.از همسر 58 سالهی او که در طبقهی پایین است هم نمیگذرند و او را نیز به همان روش به دیار باقی میفرستند؛آن هم در کمال خونسردی.
18 روز بعد این بار نوبت همسر محمد مختاری است تا از مفقود شدن او سخن بگوید و فردا جسدش را از پزشک قانونی تحویل بگیرد.
چند روز بعد اما نوبت همسر محمد جعفر پوینده است و داستانی که شباهت همهی آنها در نهایت یافتن جسدی است از روشنفکری مغضوب که جرمش فکر کردن به شیوهای دیگر است.
چه کسی بود که از نبود عدالت در این سرزمین گلایه داشت؟نمیبینی اینهمه عدالت را؟بهایش اما گاه با خون برابر میشود.
راستی از برادر سعید چه خبر؟زیر خروارها خاک فسیل میشود یا در ویلایی در گوشهای از این دنیای غریب در انتظار روز آخرش...؟یا شاید هم با نامی دیگر و ماموریتی دیگر؟

* پیشنهاد مطالعه : عذر خواهی کن ( در پی فرمایشات رییس دولت نهم که گفته با چاقویی که تاکید می کند "زنجانی" است، قرار است دست و پای کسانی بریده شود.)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|