تبليغاتX
دست خیال
  header
 

بارها قلم را _ همان که قرار بود توتم ما باشد و این روزها جرمش از مجهزترین سلاح­ها هم بیشتر است_ برداشتم تا به حرمت روزهای کوتاه با او بودن، دِینی هر چند کوچک ادا کنم اما واقعیت این است که نمی­توانم.

خواهرم مهرک، چگونه غبار شرمندگی از چهره بزدایم که دارم هوای تازه استشمام می­کنم و همسرت شهاب، آن داخل دارد تنهایی را چونان اجداد غریبش تجربه می­کند.

از روزی که بعد از مدت­ها تصویرش را در قاب نامبارک سیمای غیرملی دیدم و بابت سلامتی­اش خدای یگانه را سپاس گفتم هر روز و هر روز با خود می­اندیشم که این چهره­ی معصوم چه گناهی می­تواند مرتکب شده باشد؟ یعنی باید بپذیریم که منسجم کردن فعالیت جوانان این خاکِ غربت زده و حفظشان زیر چتر جمهوری اسلامی، گناه شهاب بود؟گرم کردن تنور انتخابات و تلاش برای آبرو خریدن برای نظام باید تاوان زندان 5 ساله داشته باشد؟

حوادثِ این روزها، بهترین گواه است که جرم شهاب و میلیون­ها جوانی که شهاب­گونه، آسمان ایران را نورباران کرده اند و خیال خاموشی هم ندارند آن است که بر تاریک­خانه­ی اشباح نور تابانده­اند.آری شهاب، تو از آن روز که به جنگ تاریکی رفتی و به جای شمشیر، فانوس برافروختی تا پنهان ­ترین زوایای مثلث زر و زور و تزویر را افشا کنی محکوم بودی و در دادگاه مخفیفانه­شان مجرم.فقط به زمانی مناسب نیاز بود تا کینه­های قدیمی فرصت عقده­گشایی بیابد.

خواهرم مهرک، زینب­گونه حدیث صبر و صلوه را در این نینوا فریاد کن که ملتی همراه توست و تو شهاب، برادرم، همانگونه که درد تهمت و غربت را این روزها به جان خریدی و به تاسی از اجداد مطهرت، خم به ابرو نیاوردی، باز هم مردانگی و آزادگی را ترجمان باش که باور دارم پیروزی از آن توست.

آخرين سيب آن سبد را برايت نگه داشته­ام

براي فرداي نزديك

همان روزي كه ديوارها

به نابودي ابدي­شان دچار مي­شوند

پی نوشت:

۱- ظاهرا دعای کمیل هم برای مدعیان دینداری معضل شده.امشب و حین برگزاری دعای کمیل در منزل پدر همسر شهاب، برادران مومن و متدین یورش می برن و بازداشت می کنن و ...

۲- وبلاگی برای آزادی شهاب 

۳- روزه سیاسی جوانان سبز در سالروز میلاد امام رضا(ع) 8/8/88

  نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 12:23  توسط  دست خیال  | 

۱-۱- وقتی رئیس جمهور موسوی در ایام انتخابات جملات زیر را گفت، توسط بخش­های ریز و درشت مدعیان اصولگرایی به انواع و اقسام توهین­ها و تهمت­ها نواخته شد: به گفته­ی دولت ۱۷ميليون تُن، توليد فولاد کشور است. درحالي که حقيقت چيز ديگري است. ظرفيت توليد فولاد در کشور ما ۱۳ميليون تن و مقدار توليد ۱۱ميليون تن است ... ما در مقابل پديده شگفت آوري روبرو هستيم به طوري که روبروي دوربين و تلويزيون قرار مي­گيرد و سفيد را سياه جلوه مي دهد و دو ضرب در دو را ۴ نمي داند ...  من به دليل احساس خطري که در نظام جمهوري اسلامي به وجود آمده است و آن پديده دروغ مي‌باشد،  به صحنه آمدم.

۱-۲- حالا بخوانید سخنان آقای پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور را در یکی از روزهای مهر ۸۸: سالانه ۱۰ميليون و ۹۰۳هزار تن فولاد در کشورمان توليد مي­شود. در حالي که اين رقم ۱۵ميليون تن اعلام مي شود. توليد سيمان ۴۵ميليون تن است در حالي که ۶۹ميليون تن اعلام کرده­اند. توليد آلومينيوم ۲۵۰هزار تن است در حالي که مي گويند ۴۵۷هزار تن توليد شده است. توليد مس ۲۶۰هزار تن اعلام مي شود در حالي که ۲۰۶هزار تن است. لذا به هر حال بايد اطلاعات دقيقي از سوي مسوولان به مردم ارائه شود. ( لینک خبر: + )

۲-۱- رئیس دولت کودتا که در ایام انتخابات سعی داشت برای تبلیغ توفیقات دولتش در زمینه­های مختلف، از آمار نادرست بالا بهره­برداری کند زیبنده­ی چه نامی­ست؟ حامیان پَر و پا قُرصش در حاکمیت و نهادهای فقهی و نظامی چه؟

۲-۲- از آن دسته از مردمی که از سر لجبازی یا نوکریِ زر و زور از او حمایت می­کنند بگذریم، ذهن آن دسته از مردمی که از سر سادگی و صداقت، به دام عوام­فریبی دولت کودتا دچار شده­اند را چگونه باید روشن کرد؟

پی نوشت: اینها را نگفتم تا از یکی بدگویی کنم و از دیگری اسطوره بسازم که یکی از مشکلات ما اسطوره سازی و مقدس ساختن انسانهاست.تکرار مکرراتی از این دست حداقل فایده اش این است که باعث بیشتر هم زدن دیگی می شود که بوی تعفنش همه مملکت را گرفته.درباره­ی سئوال ۲ در پست بعدی مفصل­تر خواهم نوشت.

  نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 0:25  توسط  دست خیال  | 

۱- تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد... درحقیقت در اینجا مبارزه تبدیل به یک زندگی شده است، زندگی که ادامه دارد و هیچگاه توقف پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه ای متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب ناپذیر هم هست.(لینک اولین مصاحبه رئیس جمهور موسوی پس از انتخابات : + )

۲- جواناني كه زاده همين انقلابند و هويت خود را برآمده از متن خواسته‌هاي اصيل انقلاب اسلامي ‌دانسته و مي‌دانند، تنها به جرم اعتقاد و التزام به آرمان‌‌هاي امام(ره) و مردم و اعتقاد به وجود ظرفيت اصلاح پذيري ناسازه‌هاي نظام و حضور در انتخابات و طرفداري از نامزدي مشخص از نعمت آزادي محرومند. البته به تازگي اين بي‌شرمي‌ها شكل جديدي به خود گرفته و متأسفانه دستمزد جوانان عزيزتان را با احكام و حبس‌هاي طويل المدت از جمله حکم اخیر سید شهاب الدین طباطبایی رئیس ستاد ۸۸ ، در غياب وكيل مدافع و دفاع متهم و حتي اتهام مشخص صادر شده‌ پاسخگو شده‌اند.... به نظر ما و تمامي هم‌سالانمان اين تنها محاكمه چند جوان نيست بلكه محكوم كردن يك نسل است. نسلي كه در گفتمان انقلاب رشد كرده و به بلوغ رسيده و خود را محق در انتخاب آينده خود و سرزمينش مي‌داند. به نظر ما چنين برخوردهايي با صديقترين و شريفترين جوانان ايراني موجب فاصله گرفتن اين نسل با اصل نظام خواهد شد. ( بخشی از بیانیه ستاد ۸۸، لینک خبر با ف.ی.ل.ت.ر. ش.ک.ن:+ )

  نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 12:58  توسط  دست خیال 

دو خبر ذیل را که بخوانید سئوالی که در ذهن من ایجاد شده برای شما هم چشمک خواهد زد هر چند جوابش معلوم بود و معلومتر شد این روزها:

۱-  به گزارش خبرنگار مهر در شیراز، چندی قبل کشاورز 53 سالهای در استان فارس الاغی بلاصاحب که وارد مزرعه کاهو وی شده و به مزرعه خسارت زده بود را با ریختن بنزین به آتش کشید و در پی آن یکی از شعب دادگاههای استان فارس که حسب کیفر خواست دادستان به پرونده رسیدگی می کرد او را مجرم شناخت و حکم بر محکومیت وی به تحمل 50 ضربه شلاق صادر کرد.

در ادامه دادگاه نیز به لحاظ وضعیت خاص و فقدان پیشینه کیفری و سوابق مثبت محکوم علیه از اجرای حکم شلاق خودداری و محکومیت وی را با شرایط دیگری معلق شد تا در صورت اجرای آنها محکومیت شلاق اجرا نشود.

در رای دادگاه آمده: "محکوم علیه مکلف است به جای تحمل شلاق و به عنوان مجازات جایگزین اولا نسبت به فراگیری 20 حدیث از معصومین (ع) با مضامین مهربانی با حیوانات و رفتار شایسته با حیوانات اقدام کند، ثانیاً به مدت یکسال از کاشتن کاهو در مزرعه خود خودداری کند و ثالثاً یک رأس الاغ بلاصاحب را به مدت سه ماه نگهداری و تغذیه وی را به عهده گیرد".( لینک خبر:+ )

۲- مسعود زریبافان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران می‌گوید در صورتی که نهاد‌های امنیتی تائید کنند ندا آقاسلطان بر اثر «دسیسه‌های دشمن» کشته شده باشد، خانواده وی تحت پوشش این بنیاد قرار می‌گیرند.( لینک خبر با ف.ی.ل.ت.ر. ش.ک.ن: + )

* بهای جان انسانها چقدر است در حکومت فرقه مصباحیه؟

پی نوشت: آرام آرام به دست خیال در بلاگ اسکای کوچ خواهم کرد.

  نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 23:20  توسط  دست خیال  | 

* یک مقام دولت آمریکا روز پنج‌شنبه گفت در پی مذاکرات ایران با گروه ۵+۱، تهران در مورد ارسال بخش اعظم ذخیره اورانیوم غنی‌شده خود به روسیه توافق اصولی کرده است.( رادیو فردا ۱۰/۷/۱۳۸۸)

* اگر غربيها بخواهند سوختِ نيروگاه ما را بدهند، آن را به هزاران شرط مى‏دهند: چرا فلان حرف را گفتيد؟ نمى‏دهيم؛ چرا فلان حرف را نگفتيد؟ نمى‏دهيم! جمهورى اسلامى زير بار اين حرفها نمى‏رود. ما سوختِ نيروگاه را خودمان توليد مى‏كنيم ( سایت رهبر ۱۱/۸/۱۳۸۲)

  نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 8:37  توسط  دست خیال  | 

* ديدارمستقيم ويليام برنز، معاون وزير خارجه و رييس هيات نمايندگی امريکا با سعيد جليلی، دبير شورای امنيت ملی ايران، در حاشيه مذاکرات رسمی گروه ۱+۵ در ژنو (رادیو فردا ۹/۷/۱۳۸۸)

* مسئله‏ى مذاكره‏ى با امريكا كه سوژه‏ى تبليغاتى مستكبران و اقتدارطلبان شد، ما از اول اعلان كرديم و الان هم اعلان مى‏كنيم، در هيچ يك از مسائل مورد اختلاف خودمان با آمريكا، ما با آمريكا مذاكره نمى‏كنيم ... مذاكره با آمريكا در همه‏ى مسائل معنا ندارد... (سایت رهبر ۱/۱/۱۳۸۵- مشهد)

  نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 11:32  توسط  دست خیال  | 

بیش از صد سال پیش آیه الله نائینی در رساله بسیار پراهمیت " تنبیه الامه و تنزیه المله" خطر استبداد دینی را به عنوان بدترین نوع استبداد یادآوری کرده است: "از آن قوای ملعونه که بعد از جهالت ملت از همه اعظم و علاجش هم بواسطه رسوخش در قلوب و از لوازم دیانت محسوب بودن از همه اصعب و در حدود امتناع است؛ همان شعبه استبداد دینی است."

پی نوشت:

امشب با یکی از دوستان خوبم به تماشای فیلم " کتاب قانون " رفتم.صرف نظر از مسائل فنی و تکنیکی که از توان من خاج است _ مگر آنکه به تاسی از شیوه­ی رئیس دولت کودتا خود را صاحب­نظر در همه موارد بدانم_ و همینطور چند نقدی که به برخی موارد فیلم دارم اما در مجموع فیلم خوبی بود.جمله­ی معروف " غرب رفتم اسلام دیدم مسلمان ندیدم شرق آمدم مسلمان دیدم اسلام ندیدم" و البته نکات اخلاقی و اجتماعی زیادی از قبیل نفاق و ریای مدیران مملکت، تعصب و تحجر و فخرفروشی برخی مدعیان  و مسائل مذمومی که متاسفانه جزء لا ینفک اخلاق و فرهنگمان شده به خوبی در این فیلم نمایش داده شده بود.شخصا از پایان فیلم لذت  بردم که مسلمان ۵۰-۶۰ساله­ی مدعی باید بنشیند در کلاس زن تازه مسلمان اما واقعی.هر چند شاید در بعضی موارد فیلم آنچنان پخته از کار درنیامده اما حتما فیلم را  ببینید.

  نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 18:51  توسط  دست خیال  | 

باشگاه ذوب آهن اصفهان چندین هفته است پیراهن اصلی تیمش یعنی رنگ سبز را به تن نمی­کند و از پیراهن سفید استفاده می­کند... معمارزاده مجبور می­شود قبل از دربی، پیراهن سبزش را با رنگی دیگر عوض کند... نمودار سبز برنامه ورزشی نود برای ذوب شدگان در ولایت معضل می­شود... چون رنگ سبز درختان، باعث بیخوابی بعضیها شده و از آنجا که باید جیره و مواجب پیدا و پنهانی که می­گیرید حلال باشد و باز هم از آنجا که کشتن در ملا عام و تجاوز در ملا خاص فعلا تا اطلاع ثانوی به مرخصی رفته، برای نهضت رنگ زدن درختان آماده شوید دوستان بسیجی!

پی نوشت: دست خیال در پرشین

  نوشته شده در  پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 1:15  توسط  دست خیال  | 

به این دو خبر دقت کنید:

1- مشاور امنیت ملی آمریکا:آمريكا از همكاري ايران در موضوع هسته‌اي خرسند است.(خبرگزاری کودتا-فارس مورخ ۱۲/۷/۱۳۸۸)

2- رهبر: اگر دشمن از شما تعريف كرد، اين نشان­دهنده‏ى اين است كه شما يك كارى به نفع او انجام داده‏ايد.(سایت رهبر مورخ ۲۲/۱۲/۱۳۸۶)

 چند سئوال:

۱- معامله و رفاقت با مردم بهتر است یا مذاکره با سایر کشورها آن هم در اوج ضعف داخلی و خارجی؟

۲- اصلاح طلبان که از ابتدا به مذاکره با سایر کشورها بر اساس عزت و منفعت ایران معتقد بودند.برادران شدیدا ذوب در ولایت که با شنیدن برخی واژگان رگ غیرتشان باد می­کرد و منتظر دست­دادن خاتمی با کلینتون بودند تا خونش را مباح اعلام کنند، این روزها بابت توافقات اخیر ایران با غرب(برگشتن به ابتدای مسیر 4 سال قبل و تعلیق غنی سازی، مذاکره با آمریکا پشت درهای بسته و اعلام تسلیم پنهانی و ...) برای ذهن منجمد و بت پرستشان چه توجیهی دارند؟

۳- آنانی­که بابت افزایش قیمت پرتقال، کفن پوش، وسط خیابان­های قم وِلو بودند این روزها برای نجات عزت ایران در دنیا و انجام تکالیف الهی­شان کجا پرسه می­زنند؟جایی شبیه کهریزک با باتوم و شیشه­ی نوشابه به دست یا در خیابان­های تهران موتورسوار و قمه به دست و حیدر گویان؟

پی نوشت:

۱- بعید می­دانم توافق پنهانی دولت کودتا مبنی بر تعلیق غنی سازی، پایدار بماند.کسی که به دروغ گفتن عادت کند ...

۲- بالاخره دست خیال در پرشین به روز شد.

  نوشته شده در  دوشنبه 13 مهر1388ساعت 23:51  توسط  دست خیال  | 

و من ایستاده ام

در رهگذار دون ، در خواری هنر ، در ارجمندی جادو  

تیمور نخواهم شد از این لنگ شدنها  

رستم می شوم

 تا دیو سپید چند خوان دیگر دارم ؟؟   

  نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 2:30  توسط  دست خیال 

۱- از آن زمانی­که در مجموعه­ی تحت مدیریت آقای ف.ل.ا.ح.ی.ا.ن فعالیت­های اقتصادی بخشی از کارمندان وزارت ا.ط.ل.ا.ع.ا.ت در پوشش ماموریت­های کاری کلید خورد شاید کمتر کسی باور می­کرد دامنه­ی این آلودگی­ها به دورترین نقاط یعنی نیروهای جزء ب.س.ی.ج هم سرایت کند.هر چند با حضور آقای یونسی به عنوان وزیری شجاع، مدیر و مومن، دوران خوش­خوشان طیف مذکور به پایان رسید اما تراکم آنان در بخش­های غیر قابل کنترل دولت گسترش یافت تا آن­که از سال ۸۴ چهره­ی این فتنه به­گونه­ای دیگر نمایان شد: حضور علنی بخشی از سپاهیان در راس فعالیت­های رانتی اقتصاد و مناسبات قدرت.*

۲- تذکرات مکرر آقای کروبی در سال­های قبل از ۸۴ درباره­ی اسکله­های قاچاق کالا که در اختیار طیف خاصی از نظامیان بود و همینطور هشدارهای سایر دلسوزان در بیان موارد مشابه آنقدر زیاد است که بازگویی آن­ها ملال­آور خواهد شد.بازخوانی روزنامه­های آن روزها برای یادآوری حوادثی که استارت اتفاقات این روزها محسوب می­شود، مطمئنا مفید خواهد بود.

۳- حوادث بعد از انتخابات خرداد ۸۸ علیرغم همه­ی تلخی­اش باعث شد نقاب­ها کنار روَد و چهره­ها به واقعیت درونی نزدیک­تر شود.صرف نظر از عیان شدن مقاصد سیاسی برخی سران آنچه قصدم از این نوشته است بیان اغراض اقتصادی سران نظامی کودتاست.اگر سران کودتا را به دو دسته­ی سیاسی و نظامی تقسیم کنیم این روزها کاملا مشخص شده که قصد اصلی صحنه­گردانان نظامی کودتای ۸۸  _ که نطفه­اش به سال­های ما قبل ۸۴ باز می­گردد**_ از تلاش برای ورود به عرصه­های سیاسی، تضمینی برای تداوم فعالیت­های اقتصادی بوده و  چه ضمانتی بالاتر از قبضه شدن هرم قدرت توسط درجه­داران نظامی ؟***

*: پست جدید جناب نوری زاد درباره نظامیان نشسته بر مسند اقتصاد و قدرت مطلب ارزشمندی است.حتما بخوانید.

**: دوستانی که حوادث سالهای حضور رئیس دولت کودتا در شهرداری تهران را رصد میکردند، میدانند نقطهی شروع حوادث سال ۸۴ به همان سالهای شهرداری و البته نطفهاش به سالهای حضور در دانشگاه علم و صنعت و اخراج از انجمن اسلامی دانشگاه و ... برمی گردد. در این مورد به کمک برخی دوستان مطالبی خواهم نوشت.

***: اگر حضور نیروهای نظامی در عرصه تصمیمگیریهای اجرایی نبود ۵۱ درصد سهام شرکت مخابرات( معادل ۸ میلیارد دلار) در مدت نیم ساعت و طی رقابتی _ به نظر صوری _ بین دو شرکت نظامی به برادران سپاه میرسید؟

  نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 18:37  توسط  دست خیال  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM