تبليغاتX
دست خیال
  header
 

الف _ در سیاست خارجی فعلی جمهوری اسلامی، ردپای بسیاری از ویژگی­های سیاست داخلی را می­توان یافت؛ به عنوان نمونه: 1- تکیه بر عناصری که منشا امنیت و ثبات نبوده بلکه ابزار تحریک بیشتر جهانیان است. 2- سردرگمی در قرارها و تصمیمات که این ویژگی، نسبت مستقیم با فاصله حکومت و مردم دارد و هر اندازه شکاف دولت با مردم عمیق­تر شود _ که با کمال تاسف، در حوادث پس از انتخابات به شکلی کم نظیر بروز پیدا کرده_ به همان نسبت هم سردرگمی در اتخاذ تصمیمات چه در عرصه خارجی و چه داخلی پر رنگ­تر می­شود.بطور خلاصه این روزها از مجموع حوادث خارجی می­توان دریافت که: 1- ایران به سوی انزوا و تحمل فشارهای بیشتر گام بر می­دارد. 2- جامعه­ی جهانی به سوی یک اتحاد برای مقابله با ایران پیش می­رود.

ب_ امشب صدای آمریکا مصاحبه­ای داشت با نماینده آن کشور در آژانس انرژی اتمی.این مصاحبه که بیشتر شبیه کیفرخواست علیه ایران بود به جهت نکات ذیل حائز اهمیت ویژه­ای است:1-دکتر البرادعی همه­ی تلاشش را به­کار بسته تا به راه حلی مسالمت آمیز برسد و در صورت عدم حصول، مقصر اصلی ایران است.2- زمان برای ایران اندک است و داریم به پایان راه می­رسیم.3- آمریکا تلاش می­کند در اذهان عمومی نقشش در پرونده اتمی ایران را کمرنگ کرده و نقش آژانس و جامعه­ی جهانی را پررنگ­تر نشان دهد تا در صورتی­که راه حل مسالمت­آمیز جواب نداد، برخوردهای احتمالی با ایران از اجماع جهانی برخوردار باشد.

ج _ چه این دور تازه فشارها به ثمر رسیده و دولت کودتا را که در کمترین حد مقبولیت داخلی­ست به حضیض تسلیم و ذلت خارجی بکشاند یا آن­که باعث تحریم یا حتی ایجاد درگیری نظامی شود، آن­چه مسجل است آن است که در هر حال، بازنده­ی اصلی،متاسفانه ایران است.دیپلماسی مبتنی بر توهم و مسیر غلطی که رئیس دولت کودتا از 5 سال قبل شروع کرد و تمام دست­آوردهای مثبت دولت اصلاحات را بر باد داد  _ و جالب آن­که به عنوان اوج عزت و اقتدار ملی هم معرفی شد_ این روزها دارد نتایجش را برای ایران و مردم به وضوح نشان می­دهد.

* مصاحبه دوم رئیس جمهور موسوی را حتما بخوانید و اگر توانستید داونلود کنید.تاکید ایشان بر پرهیز از خشونت احتمال وقوع بعضی اتفاقات را ...

  نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 23:20  توسط  دست خیال  | 

بارن ببارد اگر بر کویر خاطره­ام

رد پایت

          آرام، آرام

افسانه خواهد شد

                        در هزار و یک شب قلبم

شاید که این قافله­ی دردها

لحظه­ای گم کند مسیر هر روزه­اش را

می­دانم

می­دانم داستان کویر و باران

همان داستان همیشگی دو خط موازی­ست

و قلب من که همچنان

در سراب امیدِ میان این دو نامهربان

بر در و دیوار می­کوبد

 

باران ببارد اگر از چشمان خسته­ام

آخرین بارقه های امید هم

محو خواهند شد

                     در کوچه پس کوچه­های قلبم

شاید که این شب­نشینی دردها

لحظه­ای بایستد از این نفس­زدن­ها

می­دانی

می­دانی داستان باران و چشمانم

همان داستان روزانه­ی دم است و بازدم

و قلب من که همچنان

                             اما یک در میان

خسته از این شب­نشینی­ها

بر در و دیوار می­کوید

باران ببارد اگر ...

 

۱- دلیل حذف پست قبلی:چند روز قبل در برخی سایتها_ که قابل اعتماد بودند_ خبری دیدم شامل همان جملات منسوب به آیت الله خمینی که در پست قبلی منتشر کرده بودم.چند روز پس از آن در سایتهایی دیگر اخباری خواندم مبنی بر غیرواقعی بودن آن جملات.لذا بر آن شدم تا با جستجوی صحیفه­ی نور( چه مکتوب و چه نسخه­ی کامپیوتری) صحت و سقم مطلب را بیابم که متاسفانه عین جملات مزبور یافت نشد.هر چند جملاتی با مضامین مشابه زیاد بود_ که در آینده از آن­ها استفاده خواهم کرد_ اما به دلیل نیافتن عین عبارت و جلوگیری از سوتفاهم تحریف سخنان آیت الله خمینی و از آن جهت که قرار نیست همانند ایادی دولت کودتا باشیم، پست قبلی را فعلا در موقعیت ثبت موقت قرار دادم تا مشخص شدن واقعیت ماجرا.امیدوارم شهامت اعتراف به اشتباه و اصلاحش همشیه در وجودمان زنده بماند.( که اگر اینگونه بود در این چند ماه شاهد این­همه جنایات و فجایع نبودیم)

۲- دیروز توفیق داشتم تا شیخ اصلاحات را چند دقیقه ای در منزلش ملاقات کنم.چه لذتی بردم از دیدن چهره متبسم و قاطعش.با همه انتقادات فراوانی که به آیت الله خمینی دارم اما این روزها دلیل حمایت های مکررش از افرادی نظیر موسوی و کروبی و خاتمی را به خوبی می فهمم.( هنوز هم به رفتارهای شیخ در سالهای اخیر انتقاد دارم ـ البته از نوع گفتگوهای داخل خانواده که باید این روزها مسکوت بماند ـ اما رفتارهای ماه های اخیرش واقعا قابل تحسین است.)

  نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 9:47  توسط  دست خیال  | 

ظاهرا که جوان­کشی، قرن هاست آیین و رسم حکومتداری در این خاک غربت­زده شده.امروز هم آنگونه که اخبار حکایت داشت، احسان فتاحیان (فعال سیاسی کُرد) اعدام شد.هر چه در اینترنت جستجو کردم نتوانستم اتهامات قابل قبولی بیابم که حکم اعدام شایسته­اش باشد ( هر چند در اصل اجرای حکم اعدام، حرف و حدیث­های فراوانی­ست)؛ هر چه بود فعالیت سیاسی بود و بس.نمی­دانم با کشتن ندا و سهراب و کیانوش و محسن و ... حکومت چه نتیجه­ی قابل قبولی گرفت که تداوم این کشتارها مثمر ثمر باشد؟سلطان! باور کن تمام شده­ای.

" ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که پول مرگ تو را گرفته

شام حلال می خورد. " ... شعر از جناب شمس لنگرودی

پی نوشت:امروز شنیدم متهمان تجاوز در کهریزک آزاد شده­اند.امیدوارم شایعه باشد هر چند که متهمان اصلی از ابتدا هم آزاد بودند.

  نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 20:48  توسط  دست خیال  | 

می­گویند تقوا از تخصص لازم­تر است.آن­را می­پذیریم اما می­گویم آنکه تخصص ندارد و کاری را می­پذیرد تقوا ندارد. " دکتر چمران "

* لطفا تعداد متخصصین دولت نهم به بعد را بشمارید! یا به عبارتی، لطفا تعداد با تقواهای دولت نهم به بعد را بشمارید!

  نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 11:5  توسط  دست خیال  | 

جُرمم فقط خواستن بود و به این جُرم، بد می­کُشند اما آن­که کُشته می­شود، سرافکنده کُشته نمی­شود..... من متعلق به نفرت از اسارتم و نفرت از استبداد، اما به باور داشتن، عادت نمی­کنم.عادت، ردّ تفکر است و ردّ تفکر، آغاز بلاهت است و ابتدای دَدی زیستن.انسان، هرچه دارد، محصول تمام هستیِ خویش را به اندیشه سپردن است..... آنچه شما گلّه می­نامید آقا، گلّه نیست یک گروه بزرگِ عاشق صادق است و به ظاهر خاموش.پنج هزار سال است که به ظاهر، خاموش است و صدها حکومت را با سر، زمین زده است.مردمان ما می­دانند که در تَن سکوت، چگونه زهری جاری­ست..... حکومت­هایی که معنی دوست داشتن را نمی­فهمند، نفرت انگیزند و نفرت انگیز­ترین چیزی که خداوند رخصت داد تا ابلیس به انسان هدیه کند حکومتی­ست که عشق را نمی­فهمد..... هیچ چیز مثل خودِ استبداد، استبداد را رسوا نمی­کند... ( بخش­هایی از کتاب " یک عاشقانه­ی آرام، اثر زنده یاد نادر ابراهیمی)

پی نوشت (بی ارتباط با 22 خرداد و 30 خرداد و 18 تیر و روز قدس و  13 آبان و 16 آذر و ...!) : صرف نظر از دوست داشتن یا دوست نداشتن ما، اما، حکومتی که به اصلاح، تِن ندهد به تغییر، دچار خواهد شد.

  نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 17:48  توسط  دست خیال  | 

آن روزها سربازان آن مرد در گهواره‌ها بودند، امروز سربازان آن مرد، در بندهای اسارتی غریب گرفتارند.

 پی نوشت:

۱- شعار این تصویر به هیچ عنوان به معنی مقابله و مبارزه با دین و نفی دین نیست حداقل از نظر من.آنانی که از شعارهای ملی و میهنی مردم در هراسند سعی دارند هر گونه مطالبه مردم را به نام ضدیت با دین سرکوب کنند.

۲- دیروز توفیق داشتم همراه جمعی باشم برای ملاقات تعدادی از خانواده های آزادگان در بند دولت کودتا.از مجموع کلامشان کاملا مشخص بود که هم آزادگان در بند و هم خانواده هایشان آنچنان محکم ایستاده اند که نوکران زر و زور تزویر در نهایت استیصال قرار دارند.بی جهت نیست رئیس جمهور موسوی در بیانیه جدیدش گفته: دیر یا زود ـ بلکه به امید خدا بسیار زود ـ مخالفان مردم صحنه را ترک می کنند.

۳- وعده ی ما: سبزترین روز سال ... زنجیر انسانی سبز ... میدان 7 تیر تا سفارت سابق آمریکا

۴- پیام محسن میردامادی از زندان اوین... پاسخهای جالب آیت الله منتظری به چند پرسش... پیام کیوان صمیمی از زندان... نوشته جالب مهاجرانی( روز ۱۳ابان روز نرمش برابر آمریکا نیست)... مسیر های راه پیمایی ۱۳ آبان... گزارش لحظه به لحظه راه پیمایی ۱۳ آبان در سایت کلمه

  نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 11:33  توسط  دست خیال  | 

پاسخ به سئوال دوم پست قبلی (از آن دسته از مردمی که از سر لجبازی یا نوکریِ زر و زور از او حمایت می­کنند بگذریم، ذهن آن دسته از مردمی که از سر سادگی و صداقت، به دام عوام­فریبی دولت کودتا دچار شده­اند را چگونه باید روشن کرد؟) برای تمام کسانی­که می­خواهند نقش روشنگری خود را در کشور ایفا کنند بسیار مهم است نه از آن رو که کوس رسوایی دولت کودتا را بنوازند که مشکل این روزها فراتر از دعوای چپ و راست است.جریانی که مدتیست بصورت خزنده وارد حکومت و حاکمیت شده و عقبه­اش به همان فرقه­ی مصباحیه معروف می­رسد نه با چپ و راست که با اصل ماجرا یعنی مردم مشکل دارد و دنبال مدلی از حکومت بصورت خلیفه­گری و سلطانی­ست که در آن مردم تا زمانی مفیدند که نوکر خلیفه باشند و در راستای اهداف ملوکانه­اش.هر وقت توانستیم این نکته را بصورت شفاف برای آن روستایی زحمت­کشی که با زور بازو و عرق جبین فعالیت می­کند و ماهیانه صدقه­ای _ به اشکال مختلف_ از دولت کودتا می­گیرد جا بیندازیم و تلفیقی از نان و آزادی را برایش تفهیم کنیم در ایفای نقش روشنگری خود موفق بوده­ایم.اینجاست که شکاف قشر روشنفکر با ابتدایی­ترین بخش از بدنه­ی کشور و بی توجهی­اش به این قشر از جامعه در سال­های متمادی قبلی رخ می­نماید.شکافی که مطمئنا یکی از دلایل اصلی­اش نبود احزاب قوی و آزاد است و پُر واضح است که دلیل آن هم به نخواستن حاکمیت بر می­گردد.البته فراموش نکنیم عمر احزاب مدرن به حدود ۱۱تا ۱۵سال می­رسد که در این مدت هم به نظر توانشان معطوف بوده به برقراری رابطه با اقشار متوسط و تقویت فکری و فرهنگی این بخش که ثمره­اش را هم در این مدت اخیر دیدم اما نکته­ی کلیدی اینجاست که دولت کودتا با تکیه بر حمایت­های مالی از اقشار آسیب پذیر و همینطور دروغ­پردازیهایی در قالب سخنان راستگونه و زیبا و در نتیجه منحرف کردن اذهان بخش­های دیگر، حرکتش را سامان می­دهد و این ما هستیم که باید همانطور که رئیس جمهور موسوی در بیانیه ۱۱و ۱۳مدام به آنها اشاره دارد، با تشکیل زیر شبکه­های اجتماعی در خانواده و محل کار و محیط­های دوستانه و با کمترین هزینه­های مالی، این ترفند را خنثی و عموم مردم را از حقوق اولیه­شان مطلع نماییم که در آن­صورت، دیگر پاشنه آشیل کودتاگران یعنی صدقه­های ماهیانه در مناطق محروم و انواع و اقسام دروغ­پردازیها کارساز نخواهد بود.

خلاصه کلام آن­که یقینا برای برقراری دموکراسیِ پایدار به نهادهای واسطه و قشر متوسطِ فرهیخته و آگاه نیاز است.اما برای تحمیل خواسته­های اولیه­­ی مردم به حاکمیت، باید این قشر، وسیع باشد و موثر و یکی از راه­های تقویتش هم کاستن از حجم اقشار آسیب پذیر و پیوستنشان به قشر متوسط است؛ کاری که دولت کودتا دارد درست عکسش را انجام می­دهد یعنی تلاش برای تضعیف قشر متوسط و توسعه قشر آسیب پذیر.قشری که دولت کودتا با تزریق انواع و اقسام صدقه از آنان بهره می­برد و ما که نه پول نفت داریم و نه کمیته­ی امداد و نه بسیج و ... باید با تشکیل شبکه­های اجتماعی و روشنگری در محیط­های کوچک، مسیرش را مسدود کنیم.در صورتی­که بتوانیم بین کمک­های مالی دولت و تغذیه­های فکری جنبش سبز به این قشر، پلی ایجاد کنیم توانسته­ایم از پاشنه آشیل کودتاگران بهره ببریم.

  نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 23:35  توسط  دست خیال  | 

زان پیشتر که از سر ما آب بگذرد ............... با ناخدا بگوی که از خواب بگذرد

این کشتی شکسته در این تندباد سخت .... آخر چگونه از دل گرداب بگذرد

ای سرزمین مادری، ای خانه ی پدر ............ یادت چو آتش از دل بی تاب بگذرد

ترسم که چاره ای نکند نوش دارویی ........... زین موج خون که از سر سهراب بگذرد

گر همچو رعد، نعره برآریم همزمان ............. کی خواب خوش به دیده ی ارباب بگذرد

شعر از زنده یاد فریدون مشیری

  نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 21:52  توسط  دست خیال 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM