|
وقتی کودتاچیان مدعی انقلابی بودن و حفظ دستآوردهای آیت الله خمینی، اینگونه برای یافتن بهانهی سرکوب، به آتش زدن عکس آیت الله خمینی مبادرت میورزند، وقتی در مناسبتهایی که به ایام الله مرسوم شده مجبورند خیابانهای شهر را پر کنند از یگان ویژه گرفته تا مزدوران لباس شخصی، یعنی آنچه از آن بیم دارند در حال وقوع است وگر نه، جنبشی که با استقبال مردم مواجه نشده باشد که اینهمه مقابله ندارد.
* پیشنهاد مطالعه۱(جهت درک بهتر دلایل سینه چاکی عده ای بابت پاره شدن عکس آیت الله خمینی):
۱- روح الله حسینیان در جمع هوادارن دولت در حرم آیت الله خمینی، هاشمی را خائن و خاتمی را پست و حقیر دانسته و خطاب به هوادارن جنبش سبز گفت: خاک بر سر شما که از صدام هم پَستتر هستید.( منبع خبر:+ )
۲- حمله جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه به موسسه نشر آثار امام:موسسه نشر آثار امام به جایگاه تجمع منافقین تبدیل شده.( منبع خبر: + )
۳- سید احمد خاتمی در جمع طلاب معترض قمی گفت: حوزه علميه قم و شهرهاي ديگر، امروز نشان دادند روحانيت تا آخرين قطره خون پاي آرمانهاي نظام ايستادهاند.( منبع خبر:+ )
۴- بیربط با مورد ۳: قم بالاترین آمار ازدواج موقت( صیغهی سابق) کشور را دارد.( منبع خبر:+ )
* پیشنهاد مطالعه ۲(جهت درک مواضع بیت و نزدیکان به آیت الله خمینی)
۱- تاسف شدید موسسه نشر آثار امام از حرمت شکنی صدا و سیما:+
۲- موضع گیری خاتمی: امام را برای برخورد با کسانی که نمی پسندید وجه المصالحه قرار ندهید:+
۳- موضع گیری رئیس جمهور موسوی: پاره کردن عکس امام اقدامی مشکوک است:+
۴- نامه کروبی به سیمای غیرملی:+
۵- خانم دکتر رهنورد:توطئه افکنان برای مشوش کردن حقانیت ندای سبز مردم، تصویر امام راحل را با ترفند خاص به آتش کشیدند:+
۶- موضع گیری آیت الله صانعی: بعضیها وقتی به بن بست میرسند از امام هم نمی گذرند:+
۷- موضع گیری معاون موسسه نشر آثار امام: صدا و سیما باید محکوک و مقصر شناخته شود:+
۸- نامه مجمع روحانیون به فرمانداری تهران و درخواست صدور مجوز راهپیمایی:+
۹- دختر امام: بهتر است سکوت کنم:+
* این نوشته خانم مسیح علی نژاد را تا گرم است حتما بخوانید.نکات خوبی دارد:+
چرا تلاش جدید سیمای غیرملی در نمایش به آتش کشیده شدن عکس بنیانگذار انقلاب را سناریویی میدانم که البته از پیش شکست خورده است:
۱- کودتاگران سعی دارند القا کنند مشکل مردم و جنبش سبز نه با آقای خامنهای که با آیت الله خمینی و اصل نظام جمهوری اسلامی است.اعتراضات مردم نسبت به برخی اتفاقات دورهی رهبری آیت الله خمینی و انتقاد از دوران ایشان را نمیتوان نادیده گرفت اما جنبش سبز آنقدر هوشیار است که بداند در هر زمانی چگونه باید رفتار کند و چه بخواهد.مضافا آنکه هنوز جنبش سبز به رهبرانش وفادار بوده و احترام میگذارد.
۲- پاره شدن و به آتش کشیده شدن عکس آقای خامنهای و شعارها و اعتراضات گستردهی مردم علیه ایشان باعث خشم کودتاگران شده بهگونهای که تنها راه مقابله را بی احترامی به آیت الله خمینی میدانند تا از این طریق، رهبران جنبش که همگی از نزدیکان بیواسطه با آیت الله خمینی هستند را در حالت انفعال قرار دهند.در حقیقت، جواب کینهی انبوه شعارها علیه آقای خامنهای چیزی نبود جز پاره شدن عکس آیت الله خمینی توسط کودتاگران.
۳- تلاش کودتاگران از ایجاد این سناریو در آستانهی محرم، شکل دادن حرکت مردمی و ساختن عاشورایی دیگر بود تا جنبش سبز که این روزها در حال آماده شدن برای عزاداریهای گسترده در تاسوعا و عاشورای حسینی است را خلع سلاح کند.
۴- در چند ماه اخیر تمام هیمنهای که اصولگرایان از ایام الله _ نظیر روز قدس و 13 آبان _ ساخته بودند توسط جنبش سبز مصادره شد.خوب که بنگریم برای کودتاگرن غیز از عکس آیت الله خمینی چیزی باقی نمانده تا با دستآویز قراردادنش بتوانند احساسات طرفدارانشان را جریحهدار کرده و کفنپوشان را باز در خیابانهای شهر به حرکت درآورند.
۵- شبیه این سناریو در سالهای اخیر سابقهدار است.ماجراهایی نظیر کارناوال عصر عاشورا و بسیاری از اتفاقات مشابه که با پوشیدن کفن و انواع و اقسام شیوهها سعی داشتند مخالفانشان را مخالفان دین قلمداد کنند.
۶- سابقهی کینه و عناد بخشی از اصولگرایان را در سالهای نه چندان دور _ دوران نخست وزیری مهندس موسوی_ نباید نادیده گرفت.آن کینهها به زمانی نیاز داشت برای عقده گشایی و چه زمانی بهتر از این ایام.
*مطلب جدید محمد نوری زاد را اینجا بخوانید.واقعا دلنشین است و دردآور.
پس از ماهها سخنرانی و تهدید و سرکوب و تجاوز و قتل و زندان و ... به بهانهی تلاش مردم و نخبگان برای براندازی نرم و در حالیکه بیان کنندگان این واژه هنوز از معنای آن اطلاع درستی نداشتند ( به عنوان نمونه این نوشته سایت آینده را بخوانید تا ببینید معاون وزیر ارشاد از جنگ نرم چه میداند: +) بالاخره جناب صفار هرندی در سخنانی به تعریف این واژه پرداختند: تبدیل مردم به شهروند حقوقمدار و مطالبهگر یعنی جنگ نرم ( منبع خبر: +) توجه میفرمائید که شهروند خوب از نظر نوکران اربابان زر و زور تزویر یعنی بزغاله بودن و در برابر اوامر فرزندخواندگان خدا، بدون هیچ گونه پرسشی سر تعظیم فرود آوردن و هر گونه تلاشی برای تفکر و مطالبه حق یعنی برانداز.بعد از قرنها سپری شدن قرون وسطی ظاهرا بعضیها هنوز در تب حسرت آن دوران به سر میبرند و حافظهی تاریخی ضعیفشان باعث شده فراموش کنند همین جزم اندیشیها و انحصار طلبیها بود که باعث شد نهضت پروتستان در مسیحیت ایجاد شود.
***
فرازی از سخنان آیت الله خمینی:من این را اعلام میکنم که اگر کسی به من سبّ بکند، فحش بدهد ، عکس مرا پاره کند، احدی حق ندارد که به او تعرض کند.حرام است تعرض کردن به کسی که به من سبّ کند، به من فحش بدهد، عکس مرا پاره کند، مرا بزند، هر کاری بکند. صحیفهی نور جلد 10 صفحه 260
مطلب زیبای وبلاگ ایمایان را درباره نمایش جدید سیمای غیر ملی و آتش زدن عکس آیت الله خمینی، اینجا بخوانید.
هيچ يک از برخوردهايی که با مردم شد شرعی و قانونی نيست و آمرين و عاملين ضامن و بدهکار مردم هستند. متأسفانه بين زن و مرد، پير و جوان هم تفاوتی قائل نشده اند; حتی زن ها و دخترها را بيشتر کتک زده اند. آقايان میگويند اين کارها را برای حفظ نظام انجام میدهند، نظام را ما میخواهيم که در سايه آن احکام اسلامی اجرا شود نه اين که به بهانه حفظ نظام احکام اسلامی و شرعی زير پا گذاشته شود و مرادتان هم از نظام شخص باشد. شما به چه مجوزی مردم را کتک میزنيد؟ برای اين که شما را قبول ندارند؟! خب قبول نداشته باشند. مگر شما خداييد يا پيامبريد؟ آنچه که شما به نام اسلام و دين انجام میدهيد موجب بدنامی برای اسلام میشود. چرا با مردم ، تند و خشن برخورد میکنيد؟
خداوند خطاب به پيامبر میفرمايد: ای پيامبر! چون تو نرمخو هستی مردم به تو گرايش دارند، و اگر تند و خشن بودی مردم از تو فراری میشدند. بعد میفرمايد: برای اين مردم طلب عفو کن ، برايشان استغفار کن و در امر حکومت با آنها مشورت کن. شما آمده ايد خودی ها را هم غيرخودی میکنيد، در حالی که قرآن میگويد: غيرخودی ها را از خود کنيد، با آنها مشورت کنيد، دستور واقعی اسلام اين است نه آنچه آقايان به اسم اسلام انجام میدهند و دستور میدهند مردم را به قصد کشت بزنند.
آقايان از اول، انتخابات را منحرف کردند. بعد عده ای را زدند عده ای را زندانی کردند، بعد گفتند پرونده انتخابات مختومه شد. اگر مختومه شد پس ادامه بازداشت ها برای چه بود؟ مصاحبه های تلويزيونی برای چه بود؟ اعتراف گيری چرا؟ محاکمه بر اساس اعترافات تحت فشار برای چه بود؟! مگر بازداشتی ها به انتخابات مربوط نبودند؟ حالا که پرونده اش را بسته اعلام کردند، بازداشتی ها را آزاد میکردند، از آنها معذرت خواهی میشد، چه بسا اوضاع به اينجا نمی رسيد که هر روز ادامه پيدا کند. خودتان آمديد و ادامه اش داديد، خود شما تفرقه ايجاد کرديد و حالا آمده ايد از وحدت دم میزنيد؟! اگر به دنبال آرامش و وحدت هستيد برای چه بی گناهان را در بازداشت نگه داشته ايد و با فشار از آنها اعتراف میگيريد و بر اساس همان اعتراف ها محاکمه میکنيد و احکام سنگين صادر میکنيد؟ مگر روايت نداريم که اعتراف تحت فشار و شکنجه و ارعاب اثری ندارد؟ بدانيد اين اعتراف ها ذره ای ارزش ندارد و بر خلاف موازين اسلام است .
زمانی که ما در رژيم سابق زندان بوديم روزی ازغندی که بازجوی ما بود به زندان آمد و عباس اشراقی را دستش را گرفت و برد. به او گفتم عباس را کجا بردی ؟ گفت : آزادش کردم . چون حالت صرع دارد و اگر در زندان بميرد در مجامع بين المللی برايمان مشکل درست میکنند. آنها عاقلانه برخورد میکردند ولی اين آقايان آقای بهزاد نبوی را که داخل زندان نبود و برای عمل جراحی و معالجه چند روزی مرخصی داده بودند، در حال بيماری به زندان عودت داده اند. آيا اين عمل عاقلانه است ؟! يکی از هموطنان کردمان آقای احسان فتاحيان را دفعه اول به ۱۰ سال زندان محکوم کردند، پس از تحمل زندان ايشان را به اعدام محکوم کردند! در حالی که دادگاه تجديدنظر حق ندارد مجازات را تشديد کند. چون ۱۰ سال زندان از حداقل مجازات کمتر نبوده است و اين حکم برخلاف قانون است .
ما به اين آقايان میگوييم والله اين کشور مال ما مردم است و ما به کشورمان علاقه داريم . کشور هم حاکميت میخواهد و با شرايطش بايد برقرار باشد. اما کشور مطابق رأی و نظر مردم بايد اداره شود. امام حسن (ع ) طی نامه ای به معاويه مینويسند: پس از شهادت پدرم علی (ع ) مردم مرا ولی و حاکم قرار دادند. ايشان به معاويه نمی گويد: من حاکم هستم چون امام معصوم هستم بلکه رأی و اقبال مردم را مطرح میکند. پس همه کاره مردم اند. بنابراين بايد حقوق ملت استيفا شود.
در قانون اساسی فصل جداگانه ای هست به عنوان حقوق ملت ، آقايان اين اصول را ناديده گرفته اند. در آنجا حق اجتماعات ، اظهارنظر و آزادی مردم آمده است . مراد، آزادی مسئولان نيست بلکه مراد آزادی مردم است.
آيت الله خمينی در پاريس درباره آزادی میگفتند: "حتی کمونيست ها هم در حکومت آينده ما حق اظهارنظر دارند." حالا که مسلمانها هم ، حتی آنها که برای انقلاب زحمت کشيدند و زندان رفته اند را از حق اظهارنظر محروم میکنند، آنها را بازداشت میکنند و به زور اعتراف میگيرند که ما ضد انقلاب و ضد نظام هستيم !
همه ما بر اساس آيات قرآن وظيفه داريم که امر به معروف و نهی از منکر کنيم . صرف دعا کردن کافی نيست و فايده ندارد و نبايد دلمان را به اين که گوشه ای بنشينيم و دعا کنيم خوش کنيم ، بلکه علاوه بر آن بايد در جای خودش وارد شد و به وظيفه عمل کرد. امر به معروف و نهی از منکر هم مربوط به امور جزئی نيست بلکه مربوط میشود به امر جامعه و حکومت.
من لازم است همين جا از شما و تمام کسانی که در فعاليت های حقوق بشری برای تمامی انسانها فارغ از قوم ، قبيله و عقيده تلاش میکنند تشکر کنم . در اين راه ملاکمان "انسان بما هو انسان " است . مولا اميرالمؤمنين (ع ) به مالک اشتر میفرمايد: با لطف و محبت با مردم برخورد کن چون که مردم از دو صنف خارج نيستند:يا برادر دينی تواند يا مثل تو انسان هستند.بنابراين آنها که میگويند اسلام را قبول نداريم هم بايد حقوقشان رعايت شود. در اين راه که قدم برمی داريد قطعا مشکلاتی پيش میآيد، زندانی میشويد، از کار بی کارتان میکنند و فشارهای ديگر، ولی نااميد نشويد، بردبار باشيد چون قرآن میفرمايد: "انما يوفی الصابرون اجرهم بغير حساب ". ان شاء الله موفق و مأجور باشيد و از زحمات شما تقدير و تشکر میکنم. منبع:+
آنگونه که از شواهد و قرائن بر میآید، جنبش سبز جنبشیست متنوع از هر نظر و میشود چهرههای پیر یا جوان، زن یا مرد، مذهبی یا غیر مذهبی، انقلابی یا غیر انقلابی، صداهایی که سالها امکان حضور داشتند تا صداهایی که هیچگاه اجازه حضور پیدا نکردهاند و ... را در حرکت مواجش مشاهده کرد.این تنوع و حمایت همه از هم که در قالب شعار " نترسید ما همه با هم هستیم" بروز پیدا کرد، بارقههای امیدی را ایجاد کرده که در پس سالها فاصلهی مردم از هم، قرار است حضور مشترکی تجربه شود به عنوان مبنایی برای به رسمیت شناختن یکدیگر و حرکت مدنی چند صدایی.میشود به این روزهای تلخ از این زاویه هم نگاه کرد: مشق دموکراسی
اما لازمهی تمرین دموکراسی بعد از اینهمه سال تلاش ناکام برای استقرار مشروطه، آن است که از مسیر اعتدال خارج نشویم، خود را حق مطلق و اندیشهها و سخنان و رفتارهای دیگر را باطل ندانیم، به هر دیدگاهی حتی مخالف خودمان اجازهی حضور دهیم و همدیگر را تحمل کنیم.این مدارا، امید و صبوری در کنار تداوم حرکت و خستگی ناپذیری، رمز درخشان پیروزی و بلای جان دیکتاتوریست و راه ناکام ماندنش هم به خشونت کشیده شدن، عبور از بزرگان به بهانهی موافق نبودن با بخشی از دیدگاههایشان و ایجاد تشتت و نهایتا تفرقه در بین هوادارن.باید این روزها به این نکات بیش از گذشته اهمیت داد تا سیاست منافقانه و تفرقه افکنانهی مخالفان مردم باز هم ناکام بماند.
یادمان باشد سال ۵۷ و در اوج مبارزهی مردم، کسی گمان این روزهای سیاه را نداشت.حالا و در این روزها که با تثبیت اولیه جنبش سبز، افول و سقوط سیستم فعلی و جایگزینی سیستمی جدید، قریب به یقین مینماید باید به فکر سالهای بعد باشیم تا بیماری تاریخی " میدانیم چه نمیخواهیم اما نمیدانیم چه میخواهیم" دوباره چهره نگشاید تا نکند فرزندانمان انحراف جنبش سبز را در آن روزها به رخمان بکشند آنگونه که ما انحراف انقلاب را به رخ نسل اول میکشیم.این سیستم جدید که قاعدتا باید فراگیر، منطقی و منظم باشد حاکم نخواهد شد جز با تمرین دموکراسی و مدارا.
پیشنهاد مطالعه: آیت الله جوادی آملی و زبان اشاره ... توهین به دختر شهید باکری در همایش بسیج
پینوشت: به لطف محدودیتهای بلاگفا دست خیال در بلاگ اسکای و دست خیال در بلاگ اسپات دارد آرام آرام برای کوچی دیگر شکل میگیرد.
امروز، تلویزیون بی. بی. سی فارسی، خبری پخش کرد با این مضمون: حضور دسته جمعی کشیشان در کلیسای کاتولیک مکزیک جهت آمرزش گناهان بزرگ و صف طویل مردم پشت در کلیسا جهت حضور در برنامهی اعتراف.در این مورد دو نکته برایم جالب بود:
۱- چه تفاوتی دارد کجا باشد و در چه زمانی اتفاق افتد، وقتی قرار باشد با نادیده گرفتن خِردگرایی، از سادگی و خدا دوستی مردم سوء استفاده شود؟ ایران باشد یا مکزیک، اسلام باشد یا مسیحیت؟ ظاهرا این خصوصیت حکومتهای وابسته به دین ـ آن هم از نوع تفسیر شخصی حاکمان ـ است که استحمار ملت بهترین راه بقاست.
۲- در مورد این موضوع خاص، تنها به یک خبر ساده و گذر به سایر اخبار بسنده شد، حال آنکه اگر اتفاقی مشابه این در ایران اتفاق افتاده بود _ که البته خرافهگرایی بارها اتفاق افتاده و با وجود این نوع حکومت دینی قاعدتا بارها و بارها هم اتفاق خواهد افتاد_ این تلویزیون که جزء روشنفکرترینها و بیطرفترینهاست، چقدر به آن میپرداخت و تحلیل ارائه میداد؟_ که بارها این اتفاق افتاده.باز هم چه تفاوتی دارد کجا باشد و در چه زمانی اتفاق افتد، وقتی قرار باشد مخالفت و موافقتمان نه وابسته به یک منطق منسجم و عادلانه که بر اساس مخالفت با یک شخص یا یک سیستم باشد؟ تفاوتی دارد ایران باشد یا انگلستان؟
نتیجه:به جای رویای رسانه واقعا مستقل، شاید بهتر باشد در پی ایجاد ذهنی مستقل باشیم.ذهنی که با تلفیق خردگرایی و معنا گرایی در مسیری گام بر دارد که بسترش عقل باشد و نیروی محرکهاش، معنویت.
پی نوشت: روزهای آتی اگر بلاگفا باز هم بازی درآورد، می توانید به دست خیال در بلاگ اسکای یا بلاگ اسپات مراجعه نمایید.
الف _ در سیاست خارجی فعلی جمهوری اسلامی، ردپای بسیاری از ویژگیهای سیاست داخلی را میتوان یافت؛ به عنوان نمونه: 1- تکیه بر عناصری که منشا امنیت و ثبات نبوده بلکه ابزار تحریک بیشتر جهانیان است. 2- سردرگمی در قرارها و تصمیمات که این ویژگی، نسبت مستقیم با فاصله حکومت و مردم دارد و هر اندازه شکاف دولت با مردم عمیقتر شود _ که با کمال تاسف، در حوادث پس از انتخابات به شکلی کم نظیر بروز پیدا کرده_ به همان نسبت هم سردرگمی در اتخاذ تصمیمات چه در عرصه خارجی و چه داخلی پر رنگتر میشود.بطور خلاصه این روزها از مجموع حوادث خارجی میتوان دریافت که: 1- ایران به سوی انزوا و تحمل فشارهای بیشتر گام بر میدارد. 2- جامعهی جهانی به سوی یک اتحاد برای مقابله با ایران پیش میرود.
ب_ امشب صدای آمریکا مصاحبهای داشت با نماینده آن کشور در آژانس انرژی اتمی.این مصاحبه که بیشتر شبیه کیفرخواست علیه ایران بود به جهت نکات ذیل حائز اهمیت ویژهای است:1-دکتر البرادعی همهی تلاشش را بهکار بسته تا به راه حلی مسالمت آمیز برسد و در صورت عدم حصول، مقصر اصلی ایران است.2- زمان برای ایران اندک است و داریم به پایان راه میرسیم.3- آمریکا تلاش میکند در اذهان عمومی نقشش در پرونده اتمی ایران را کمرنگ کرده و نقش آژانس و جامعهی جهانی را پررنگتر نشان دهد تا در صورتیکه راه حل مسالمتآمیز جواب نداد، برخوردهای احتمالی با ایران از اجماع جهانی برخوردار باشد.
ج _ چه این دور تازه فشارها به ثمر رسیده و دولت کودتا را که در کمترین حد مقبولیت داخلیست به حضیض تسلیم و ذلت خارجی بکشاند یا آنکه باعث تحریم یا حتی ایجاد درگیری نظامی شود، آنچه مسجل است آن است که در هر حال، بازندهی اصلی،متاسفانه ایران است.دیپلماسی مبتنی بر توهم و مسیر غلطی که رئیس دولت کودتا از 5 سال قبل شروع کرد و تمام دستآوردهای مثبت دولت اصلاحات را بر باد داد _ و جالب آنکه به عنوان اوج عزت و اقتدار ملی هم معرفی شد_ این روزها دارد نتایجش را برای ایران و مردم به وضوح نشان میدهد.
* مصاحبه دوم رئیس جمهور موسوی را حتما بخوانید و اگر توانستید داونلود کنید.تاکید ایشان بر پرهیز از خشونت احتمال وقوع بعضی اتفاقات را ...
ظاهرا که جوانکشی، قرن هاست آیین و رسم حکومتداری در این خاک غربتزده شده.امروز هم آنگونه که اخبار حکایت داشت، احسان فتاحیان (فعال سیاسی کُرد) اعدام شد.هر چه در اینترنت جستجو کردم نتوانستم اتهامات قابل قبولی بیابم که حکم اعدام شایستهاش باشد ( هر چند در اصل اجرای حکم اعدام، حرف و حدیثهای فراوانیست)؛ هر چه بود فعالیت سیاسی بود و بس.نمیدانم با کشتن ندا و سهراب و کیانوش و محسن و ... حکومت چه نتیجهی قابل قبولی گرفت که تداوم این کشتارها مثمر ثمر باشد؟سلطان! باور کن تمام شدهای.
" ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که پول مرگ تو را گرفته
شام حلال می خورد. " ... شعر از جناب شمس لنگرودی
پی نوشت:امروز شنیدم متهمان تجاوز در کهریزک آزاد شدهاند.امیدوارم شایعه باشد هر چند که متهمان اصلی از ابتدا هم آزاد بودند.
میگویند تقوا از تخصص لازمتر است.آنرا میپذیریم اما میگویم آنکه تخصص ندارد و کاری را میپذیرد تقوا ندارد. " دکتر چمران "
* لطفا تعداد متخصصین دولت نهم به بعد را بشمارید! یا به عبارتی، لطفا تعداد با تقواهای دولت نهم به بعد را بشمارید!
جُرمم فقط خواستن بود و به این جُرم، بد میکُشند اما آنکه کُشته میشود، سرافکنده کُشته نمیشود..... من متعلق به نفرت از اسارتم و نفرت از استبداد، اما به باور داشتن، عادت نمیکنم.عادت، ردّ تفکر است و ردّ تفکر، آغاز بلاهت است و ابتدای دَدی زیستن.انسان، هرچه دارد، محصول تمام هستیِ خویش را به اندیشه سپردن است..... آنچه شما گلّه مینامید آقا، گلّه نیست یک گروه بزرگِ عاشق صادق است و به ظاهر خاموش.پنج هزار سال است که به ظاهر، خاموش است و صدها حکومت را با سر، زمین زده است.مردمان ما میدانند که در تَن سکوت، چگونه زهری جاریست..... حکومتهایی که معنی دوست داشتن را نمیفهمند، نفرت انگیزند و نفرت انگیزترین چیزی که خداوند رخصت داد تا ابلیس به انسان هدیه کند حکومتیست که عشق را نمیفهمد..... هیچ چیز مثل خودِ استبداد، استبداد را رسوا نمیکند... ( بخشهایی از کتاب " یک عاشقانهی آرام، اثر زنده یاد نادر ابراهیمی)
پی نوشت (بی ارتباط با 22 خرداد و 30 خرداد و 18 تیر و روز قدس و 13 آبان و 16 آذر و ...!) : صرف نظر از دوست داشتن یا دوست نداشتن ما، اما، حکومتی که به اصلاح، تِن ندهد به تغییر، دچار خواهد شد.

آن روزها سربازان آن مرد در گهوارهها بودند، امروز سربازان آن مرد، در بندهای اسارتی غریب گرفتارند.
پی نوشت:
۱- شعار این تصویر به هیچ عنوان به معنی مقابله و مبارزه با دین و نفی دین نیست حداقل از نظر من.آنانی که از شعارهای ملی و میهنی مردم در هراسند سعی دارند هر گونه مطالبه مردم را به نام ضدیت با دین سرکوب کنند.
۲- دیروز توفیق داشتم همراه جمعی باشم برای ملاقات تعدادی از خانواده های آزادگان در بند دولت کودتا.از مجموع کلامشان کاملا مشخص بود که هم آزادگان در بند و هم خانواده هایشان آنچنان محکم ایستاده اند که نوکران زر و زور تزویر در نهایت استیصال قرار دارند.بی جهت نیست رئیس جمهور موسوی در بیانیه جدیدش گفته: دیر یا زود ـ بلکه به امید خدا بسیار زود ـ مخالفان مردم صحنه را ترک می کنند.
۳- وعده ی ما: سبزترین روز سال ... زنجیر انسانی سبز ... میدان 7 تیر تا سفارت سابق آمریکا
۴- پیام محسن میردامادی از زندان اوین... پاسخهای جالب آیت الله منتظری به چند پرسش... پیام کیوان صمیمی از زندان... نوشته جالب مهاجرانی( روز ۱۳ابان روز نرمش برابر آمریکا نیست)... مسیر های راه پیمایی ۱۳ آبان... گزارش لحظه به لحظه راه پیمایی ۱۳ آبان در سایت کلمه
پاسخ به سئوال دوم پست قبلی (از آن دسته از مردمی که از سر لجبازی یا نوکریِ زر و زور از او حمایت میکنند بگذریم، ذهن آن دسته از مردمی که از سر سادگی و صداقت، به دام عوامفریبی دولت کودتا دچار شدهاند را چگونه باید روشن کرد؟) برای تمام کسانیکه میخواهند نقش روشنگری خود را در کشور ایفا کنند بسیار مهم است نه از آن رو که کوس رسوایی دولت کودتا را بنوازند که مشکل این روزها فراتر از دعوای چپ و راست است.جریانی که مدتیست بصورت خزنده وارد حکومت و حاکمیت شده و عقبهاش به همان فرقهی مصباحیه معروف میرسد نه با چپ و راست که با اصل ماجرا یعنی مردم مشکل دارد و دنبال مدلی از حکومت بصورت خلیفهگری و سلطانیست که در آن مردم تا زمانی مفیدند که نوکر خلیفه باشند و در راستای اهداف ملوکانهاش.هر وقت توانستیم این نکته را بصورت شفاف برای آن روستایی زحمتکشی که با زور بازو و عرق جبین فعالیت میکند و ماهیانه صدقهای _ به اشکال مختلف_ از دولت کودتا میگیرد جا بیندازیم و تلفیقی از نان و آزادی را برایش تفهیم کنیم در ایفای نقش روشنگری خود موفق بودهایم.اینجاست که شکاف قشر روشنفکر با ابتداییترین بخش از بدنهی کشور و بی توجهیاش به این قشر از جامعه در سالهای متمادی قبلی رخ مینماید.شکافی که مطمئنا یکی از دلایل اصلیاش نبود احزاب قوی و آزاد است و پُر واضح است که دلیل آن هم به نخواستن حاکمیت بر میگردد.البته فراموش نکنیم عمر احزاب مدرن به حدود ۱۱تا ۱۵سال میرسد که در این مدت هم به نظر توانشان معطوف بوده به برقراری رابطه با اقشار متوسط و تقویت فکری و فرهنگی این بخش که ثمرهاش را هم در این مدت اخیر دیدم اما نکتهی کلیدی اینجاست که دولت کودتا با تکیه بر حمایتهای مالی از اقشار آسیب پذیر و همینطور دروغپردازیهایی در قالب سخنان راستگونه و زیبا و در نتیجه منحرف کردن اذهان بخشهای دیگر، حرکتش را سامان میدهد و این ما هستیم که باید همانطور که رئیس جمهور موسوی در بیانیه ۱۱و ۱۳مدام به آنها اشاره دارد، با تشکیل زیر شبکههای اجتماعی در خانواده و محل کار و محیطهای دوستانه و با کمترین هزینههای مالی، این ترفند را خنثی و عموم مردم را از حقوق اولیهشان مطلع نماییم که در آنصورت، دیگر پاشنه آشیل کودتاگران یعنی صدقههای ماهیانه در مناطق محروم و انواع و اقسام دروغپردازیها کارساز نخواهد بود.
خلاصه کلام آنکه یقینا برای برقراری دموکراسیِ پایدار به نهادهای واسطه و قشر متوسطِ فرهیخته و آگاه نیاز است.اما برای تحمیل خواستههای اولیهی مردم به حاکمیت، باید این قشر، وسیع باشد و موثر و یکی از راههای تقویتش هم کاستن از حجم اقشار آسیب پذیر و پیوستنشان به قشر متوسط است؛ کاری که دولت کودتا دارد درست عکسش را انجام میدهد یعنی تلاش برای تضعیف قشر متوسط و توسعه قشر آسیب پذیر.قشری که دولت کودتا با تزریق انواع و اقسام صدقه از آنان بهره میبرد و ما که نه پول نفت داریم و نه کمیتهی امداد و نه بسیج و ... باید با تشکیل شبکههای اجتماعی و روشنگری در محیطهای کوچک، مسیرش را مسدود کنیم.در صورتیکه بتوانیم بین کمکهای مالی دولت و تغذیههای فکری جنبش سبز به این قشر، پلی ایجاد کنیم توانستهایم از پاشنه آشیل کودتاگران بهره ببریم.
زان پیشتر که از سر ما آب بگذرد ............... با ناخدا بگوی که از خواب بگذرد
این کشتی شکسته در این تندباد سخت .... آخر چگونه از دل گرداب بگذرد
ای سرزمین مادری، ای خانه ی پدر ............ یادت چو آتش از دل بی تاب بگذرد
ترسم که چاره ای نکند نوش دارویی ........... زین موج خون که از سر سهراب بگذرد
گر همچو رعد، نعره برآریم همزمان ............. کی خواب خوش به دیده ی ارباب بگذرد
شعر از زنده یاد فریدون مشیری
بارها قلم را _ همان که قرار بود توتم ما باشد و این روزها جرمش از مجهزترین سلاحها هم بیشتر است_ برداشتم تا به حرمت روزهای کوتاه با او بودن، دِینی هر چند کوچک ادا کنم اما واقعیت این است که نمیتوانم.
خواهرم مهرک، چگونه غبار شرمندگی از چهره بزدایم که دارم هوای تازه استشمام میکنم و همسرت شهاب، آن داخل دارد تنهایی را چونان اجداد غریبش تجربه میکند.
از روزی که بعد از مدتها تصویرش را در قاب نامبارک سیمای غیرملی دیدم و بابت سلامتیاش خدای یگانه را سپاس گفتم هر روز و هر روز با خود میاندیشم که این چهرهی معصوم چه گناهی میتواند مرتکب شده باشد؟ یعنی باید بپذیریم که منسجم کردن فعالیت جوانان این خاکِ غربت زده و حفظشان زیر چتر جمهوری اسلامی، گناه شهاب بود؟گرم کردن تنور انتخابات و تلاش برای آبرو خریدن برای نظام باید تاوان زندان 5 ساله داشته باشد؟
حوادثِ این روزها، بهترین گواه است که جرم شهاب و میلیونها جوانی که شهابگونه، آسمان ایران را نورباران کرده اند و خیال خاموشی هم ندارند آن است که بر تاریکخانهی اشباح نور تاباندهاند.آری شهاب، تو از آن روز که به جنگ تاریکی رفتی و به جای شمشیر، فانوس برافروختی تا پنهان ترین زوایای مثلث زر و زور و تزویر را افشا کنی محکوم بودی و در دادگاه مخفیفانهشان مجرم.فقط به زمانی مناسب نیاز بود تا کینههای قدیمی فرصت عقدهگشایی بیابد.
خواهرم مهرک، زینبگونه حدیث صبر و صلوه را در این نینوا فریاد کن که ملتی همراه توست و تو شهاب، برادرم، همانگونه که درد تهمت و غربت را این روزها به جان خریدی و به تاسی از اجداد مطهرت، خم به ابرو نیاوردی، باز هم مردانگی و آزادگی را ترجمان باش که باور دارم پیروزی از آن توست.
آخرين سيب آن سبد را برايت نگه داشتهام
براي فرداي نزديك
همان روزي كه ديوارها
به نابودي ابديشان دچار ميشوند
پی نوشت:
۱- ظاهرا دعای کمیل هم برای مدعیان دینداری معضل شده.امشب و حین برگزاری دعای کمیل در منزل پدر همسر شهاب، برادران مومن و متدین یورش می برن و بازداشت می کنن و ...
۱-۱- وقتی رئیس جمهور موسوی در ایام انتخابات جملات زیر را گفت، توسط بخشهای ریز و درشت مدعیان اصولگرایی به انواع و اقسام توهینها و تهمتها نواخته شد: به گفتهی دولت ۱۷ميليون تُن، توليد فولاد کشور است. درحالي که حقيقت چيز ديگري است. ظرفيت توليد فولاد در کشور ما ۱۳ميليون تن و مقدار توليد ۱۱ميليون تن است ... ما در مقابل پديده شگفت آوري روبرو هستيم به طوري که روبروي دوربين و تلويزيون قرار ميگيرد و سفيد را سياه جلوه مي دهد و دو ضرب در دو را ۴ نمي داند ... من به دليل احساس خطري که در نظام جمهوري اسلامي به وجود آمده است و آن پديده دروغ ميباشد، به صحنه آمدم.
۱-۲- حالا بخوانید سخنان آقای پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور را در یکی از روزهای مهر ۸۸: سالانه ۱۰ميليون و ۹۰۳هزار تن فولاد در کشورمان توليد ميشود. در حالي که اين رقم ۱۵ميليون تن اعلام مي شود. توليد سيمان ۴۵ميليون تن است در حالي که ۶۹ميليون تن اعلام کردهاند. توليد آلومينيوم ۲۵۰هزار تن است در حالي که مي گويند ۴۵۷هزار تن توليد شده است. توليد مس ۲۶۰هزار تن اعلام مي شود در حالي که ۲۰۶هزار تن است. لذا به هر حال بايد اطلاعات دقيقي از سوي مسوولان به مردم ارائه شود. ( لینک خبر: + )
۲-۱- رئیس دولت کودتا که در ایام انتخابات سعی داشت برای تبلیغ توفیقات دولتش در زمینههای مختلف، از آمار نادرست بالا بهرهبرداری کند زیبندهی چه نامیست؟ حامیان پَر و پا قُرصش در حاکمیت و نهادهای فقهی و نظامی چه؟
۲-۲- از آن دسته از مردمی که از سر لجبازی یا نوکریِ زر و زور از او حمایت میکنند بگذریم، ذهن آن دسته از مردمی که از سر سادگی و صداقت، به دام عوامفریبی دولت کودتا دچار شدهاند را چگونه باید روشن کرد؟
پی نوشت: اینها را نگفتم تا از یکی بدگویی کنم و از دیگری اسطوره بسازم که یکی از مشکلات ما اسطوره سازی و مقدس ساختن انسانهاست.تکرار مکرراتی از این دست حداقل فایده اش این است که باعث بیشتر هم زدن دیگی می شود که بوی تعفنش همه مملکت را گرفته.دربارهی سئوال ۲ در پست بعدی مفصلتر خواهم نوشت.
۱- تا هنگامی که مساله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامی که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند، تا موقعی که مردم به حساب نیایند، تا موقعی که حق مردم قبول نشود برای تعیین سرنوشت خودشان، راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد... درحقیقت در اینجا مبارزه تبدیل به یک زندگی شده است، زندگی که ادامه دارد و هیچگاه توقف پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه ای متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب ناپذیر هم هست.(لینک اولین مصاحبه رئیس جمهور موسوی پس از انتخابات : + )
۲- جواناني كه زاده همين انقلابند و هويت خود را برآمده از متن خواستههاي اصيل انقلاب اسلامي دانسته و ميدانند، تنها به جرم اعتقاد و التزام به آرمانهاي امام(ره) و مردم و اعتقاد به وجود ظرفيت اصلاح پذيري ناسازههاي نظام و حضور در انتخابات و طرفداري از نامزدي مشخص از نعمت آزادي محرومند. البته به تازگي اين بيشرميها شكل جديدي به خود گرفته و متأسفانه دستمزد جوانان عزيزتان را با احكام و حبسهاي طويل المدت از جمله حکم اخیر سید شهاب الدین طباطبایی رئیس ستاد ۸۸ ، در غياب وكيل مدافع و دفاع متهم و حتي اتهام مشخص صادر شده پاسخگو شدهاند.... به نظر ما و تمامي همسالانمان اين تنها محاكمه چند جوان نيست بلكه محكوم كردن يك نسل است. نسلي كه در گفتمان انقلاب رشد كرده و به بلوغ رسيده و خود را محق در انتخاب آينده خود و سرزمينش ميداند. به نظر ما چنين برخوردهايي با صديقترين و شريفترين جوانان ايراني موجب فاصله گرفتن اين نسل با اصل نظام خواهد شد. ( بخشی از بیانیه ستاد ۸۸، لینک خبر با ف.ی.ل.ت.ر. ش.ک.ن:+ )
دو خبر ذیل را که بخوانید سئوالی که در ذهن من ایجاد شده برای شما هم چشمک خواهد زد هر چند جوابش معلوم بود و معلومتر شد این روزها:
۱- به گزارش خبرنگار مهر در شیراز، چندی قبل کشاورز 53 سالهای در استان فارس الاغی بلاصاحب که وارد مزرعه کاهو وی شده و به مزرعه خسارت زده بود را با ریختن بنزین به آتش کشید و در پی آن یکی از شعب دادگاههای استان فارس که حسب کیفر خواست دادستان به پرونده رسیدگی می کرد او را مجرم شناخت و حکم بر محکومیت وی به تحمل 50 ضربه شلاق صادر کرد.
در ادامه دادگاه نیز به لحاظ وضعیت خاص و فقدان پیشینه کیفری و سوابق مثبت محکوم علیه از اجرای حکم شلاق خودداری و محکومیت وی را با شرایط دیگری معلق شد تا در صورت اجرای آنها محکومیت شلاق اجرا نشود.
در رای دادگاه آمده: "محکوم علیه مکلف است به جای تحمل شلاق و به عنوان مجازات جایگزین اولا نسبت به فراگیری 20 حدیث از معصومین (ع) با مضامین مهربانی با حیوانات و رفتار شایسته با حیوانات اقدام کند، ثانیاً به مدت یکسال از کاشتن کاهو در مزرعه خود خودداری کند و ثالثاً یک رأس الاغ بلاصاحب را به مدت سه ماه نگهداری و تغذیه وی را به عهده گیرد".( لینک خبر:+ )
۲- مسعود زریبافان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران میگوید در صورتی که نهادهای امنیتی تائید کنند ندا آقاسلطان بر اثر «دسیسههای دشمن» کشته شده باشد، خانواده وی تحت پوشش این بنیاد قرار میگیرند.( لینک خبر با ف.ی.ل.ت.ر. ش.ک.ن: + )
* بهای جان انسانها چقدر است در حکومت فرقه مصباحیه؟
پی نوشت: آرام آرام به دست خیال در بلاگ اسکای کوچ خواهم کرد.
* یک مقام دولت آمریکا روز پنجشنبه گفت در پی مذاکرات ایران با گروه ۵+۱، تهران در مورد ارسال بخش اعظم ذخیره اورانیوم غنیشده خود به روسیه توافق اصولی کرده است.( رادیو فردا ۱۰/۷/۱۳۸۸)
* اگر غربيها بخواهند سوختِ نيروگاه ما را بدهند، آن را به هزاران شرط مىدهند: چرا فلان حرف را گفتيد؟ نمىدهيم؛ چرا فلان حرف را نگفتيد؟ نمىدهيم! جمهورى اسلامى زير بار اين حرفها نمىرود. ما سوختِ نيروگاه را خودمان توليد مىكنيم ( سایت رهبر ۱۱/۸/۱۳۸۲)
* ديدارمستقيم ويليام برنز، معاون وزير خارجه و رييس هيات نمايندگی امريکا با سعيد جليلی، دبير شورای امنيت ملی ايران، در حاشيه مذاکرات رسمی گروه ۱+۵ در ژنو (رادیو فردا ۹/۷/۱۳۸۸)
* مسئلهى مذاكرهى با امريكا كه سوژهى تبليغاتى مستكبران و اقتدارطلبان شد، ما از اول اعلان كرديم و الان هم اعلان مىكنيم، در هيچ يك از مسائل مورد اختلاف خودمان با آمريكا، ما با آمريكا مذاكره نمىكنيم ... مذاكره با آمريكا در همهى مسائل معنا ندارد... (سایت رهبر ۱/۱/۱۳۸۵- مشهد)
بیش از صد سال پیش آیه الله نائینی در رساله بسیار پراهمیت " تنبیه الامه و تنزیه المله" خطر استبداد دینی را به عنوان بدترین نوع استبداد یادآوری کرده است: "از آن قوای ملعونه که بعد از جهالت ملت از همه اعظم و علاجش هم بواسطه رسوخش در قلوب و از لوازم دیانت محسوب بودن از همه اصعب و در حدود امتناع است؛ همان شعبه استبداد دینی است."
پی نوشت:
امشب با یکی از دوستان خوبم به تماشای فیلم " کتاب قانون " رفتم.صرف نظر از مسائل فنی و تکنیکی که از توان من خاج است _ مگر آنکه به تاسی از شیوهی رئیس دولت کودتا خود را صاحبنظر در همه موارد بدانم_ و همینطور چند نقدی که به برخی موارد فیلم دارم اما در مجموع فیلم خوبی بود.جملهی معروف " غرب رفتم اسلام دیدم مسلمان ندیدم شرق آمدم مسلمان دیدم اسلام ندیدم" و البته نکات اخلاقی و اجتماعی زیادی از قبیل نفاق و ریای مدیران مملکت، تعصب و تحجر و فخرفروشی برخی مدعیان و مسائل مذمومی که متاسفانه جزء لا ینفک اخلاق و فرهنگمان شده به خوبی در این فیلم نمایش داده شده بود.شخصا از پایان فیلم لذت بردم که مسلمان ۵۰-۶۰سالهی مدعی باید بنشیند در کلاس زن تازه مسلمان اما واقعی.هر چند شاید در بعضی موارد فیلم آنچنان پخته از کار درنیامده اما حتما فیلم را ببینید.
باشگاه ذوب آهن اصفهان چندین هفته است پیراهن اصلی تیمش یعنی رنگ سبز را به تن نمیکند و از پیراهن سفید استفاده میکند... معمارزاده مجبور میشود قبل از دربی، پیراهن سبزش را با رنگی دیگر عوض کند... نمودار سبز برنامه ورزشی نود برای ذوب شدگان در ولایت معضل میشود... چون رنگ سبز درختان، باعث بیخوابی بعضیها شده و از آنجا که باید جیره و مواجب پیدا و پنهانی که میگیرید حلال باشد و باز هم از آنجا که کشتن در ملا عام و تجاوز در ملا خاص فعلا تا اطلاع ثانوی به مرخصی رفته، برای نهضت رنگ زدن درختان آماده شوید دوستان بسیجی!
پی نوشت: دست خیال در پرشین
به این دو خبر دقت کنید:
1- مشاور امنیت ملی آمریکا:آمريكا از همكاري ايران در موضوع هستهاي خرسند است.(خبرگزاری کودتا-فارس مورخ ۱۲/۷/۱۳۸۸)
2- رهبر: اگر دشمن از شما تعريف كرد، اين نشاندهندهى اين است كه شما يك كارى به نفع او انجام دادهايد.(سایت رهبر مورخ ۲۲/۱۲/۱۳۸۶)
چند سئوال:
۱- معامله و رفاقت با مردم بهتر است یا مذاکره با سایر کشورها آن هم در اوج ضعف داخلی و خارجی؟
۲- اصلاح طلبان که از ابتدا به مذاکره با سایر کشورها بر اساس عزت و منفعت ایران معتقد بودند.برادران شدیدا ذوب در ولایت که با شنیدن برخی واژگان رگ غیرتشان باد میکرد و منتظر دستدادن خاتمی با کلینتون بودند تا خونش را مباح اعلام کنند، این روزها بابت توافقات اخیر ایران با غرب(برگشتن به ابتدای مسیر 4 سال قبل و تعلیق غنی سازی، مذاکره با آمریکا پشت درهای بسته و اعلام تسلیم پنهانی و ...) برای ذهن منجمد و بت پرستشان چه توجیهی دارند؟
۳- آنانیکه بابت افزایش قیمت پرتقال، کفن پوش، وسط خیابانهای قم وِلو بودند این روزها برای نجات عزت ایران در دنیا و انجام تکالیف الهیشان کجا پرسه میزنند؟جایی شبیه کهریزک با باتوم و شیشهی نوشابه به دست یا در خیابانهای تهران موتورسوار و قمه به دست و حیدر گویان؟
پی نوشت:
۱- بعید میدانم توافق پنهانی دولت کودتا مبنی بر تعلیق غنی سازی، پایدار بماند.کسی که به دروغ گفتن عادت کند ...
۲- بالاخره دست خیال در پرشین به روز شد.
۱- از آن زمانیکه در مجموعهی تحت مدیریت آقای ف.ل.ا.ح.ی.ا.ن فعالیتهای اقتصادی بخشی از کارمندان وزارت ا.ط.ل.ا.ع.ا.ت در پوشش ماموریتهای کاری کلید خورد شاید کمتر کسی باور میکرد دامنهی این آلودگیها به دورترین نقاط یعنی نیروهای جزء ب.س.ی.ج هم سرایت کند.هر چند با حضور آقای یونسی به عنوان وزیری شجاع، مدیر و مومن، دوران خوشخوشان طیف مذکور به پایان رسید اما تراکم آنان در بخشهای غیر قابل کنترل دولت گسترش یافت تا آنکه از سال ۸۴ چهرهی این فتنه بهگونهای دیگر نمایان شد: حضور علنی بخشی از سپاهیان در راس فعالیتهای رانتی اقتصاد و مناسبات قدرت.*
۲- تذکرات مکرر آقای کروبی در سالهای قبل از ۸۴ دربارهی اسکلههای قاچاق کالا که در اختیار طیف خاصی از نظامیان بود و همینطور هشدارهای سایر دلسوزان در بیان موارد مشابه آنقدر زیاد است که بازگویی آنها ملالآور خواهد شد.بازخوانی روزنامههای آن روزها برای یادآوری حوادثی که استارت اتفاقات این روزها محسوب میشود، مطمئنا مفید خواهد بود.
۳- حوادث بعد از انتخابات خرداد ۸۸ علیرغم همهی تلخیاش باعث شد نقابها کنار روَد و چهرهها به واقعیت درونی نزدیکتر شود.صرف نظر از عیان شدن مقاصد سیاسی برخی سران آنچه قصدم از این نوشته است بیان اغراض اقتصادی سران نظامی کودتاست.اگر سران کودتا را به دو دستهی سیاسی و نظامی تقسیم کنیم این روزها کاملا مشخص شده که قصد اصلی صحنهگردانان نظامی کودتای ۸۸ _ که نطفهاش به سالهای ما قبل ۸۴ باز میگردد**_ از تلاش برای ورود به عرصههای سیاسی، تضمینی برای تداوم فعالیتهای اقتصادی بوده و چه ضمانتی بالاتر از قبضه شدن هرم قدرت توسط درجهداران نظامی ؟***
*: پست جدید جناب نوری زاد درباره نظامیان نشسته بر مسند اقتصاد و قدرت مطلب ارزشمندی است.حتما بخوانید.
**: دوستانی که حوادث سالهای حضور رئیس دولت کودتا در شهرداری تهران را رصد میکردند، میدانند نقطهی شروع حوادث سال ۸۴ به همان سالهای شهرداری و البته نطفهاش به سالهای حضور در دانشگاه علم و صنعت و اخراج از انجمن اسلامی دانشگاه و ... برمی گردد. در این مورد به کمک برخی دوستان مطالبی خواهم نوشت.***
: اگر حضور نیروهای نظامی در عرصه تصمیمگیریهای اجرایی نبود ۵۱ درصد سهام شرکت مخابرات( معادل ۸ میلیارد دلار) در مدت نیم ساعت و طی رقابتی _ به نظر صوری _ بین دو شرکت نظامی به برادران سپاه میرسید؟
بعد از گذشن سه ماه باز هم حضور میلیونی هموطنانت را ببینی با نمادهای سبز، انرژی مضاعفی میگیری و امید باز هم در رگهایت بیش از گذشته جاری میشود.راهپیمایی روز قدس از دو منظر برایم اهمیت داشت _ به غیر از حضور گسترده و بیهراس جنبش سبز در بیشتر شهرها و همینطور حضور سران جنبش:
۱- شعارهایی که به وضوح نشان از افزایش خواستههای مردم از بحث تقلب در انتخابات به مسائل دیگر دارد. در این میان وظیفه عقلای جناح راست بیشتر از گذشته اهمیت مییابد چرا که اگر نسبت به این خواستهها همانند خواستههای روزهای نخست بعد از انتخابات بی تفاوت بمانند با این روند ... و بعید می دانم عقلایشان به این سه نقطه راضی باشند.
۲- هتاکی آشکار به سران جنبش نیز از این جهت قابل اهمیت است که نوکران دولت کودتا به صراحت، نقاب از چهره برداشته و بدون توجه به اصول قانونی و شرعیِ مورد ادعایشان، ترمز بریده به پیش میروند و این یعنی در آینده شاهد حرکتهای تندتر دیوانگان دولت کودتا خواهیم بود.این حرکتهای افراطی لزوم دقت بیشتر جنبش سبز را میطلبد.به قول رئیس جمهور منتخب مردم ایران مهندس موسوی مراقب باشیم تا با سقوطشان آسیبی به ما نرسانند.
پی نوشت:
۱- دلم برای تنهایی بعضیها میسوزد... هر که باد بکارد، طوفان درو میکند.
۲- تولد رئیس جمهور منتخب مردم ایران مهندس موسوی را در اینجا تبریک بگویید.
۳- از دوستان خوبم که این روزها به دلیل مشکلات بلاگفا قادر به خواندن مطالب خوبشان نبودم پوزش میطلبم.در صورت تداوم مشکلات بلاگفا، دست خیال را در بلاگ اسکای و بلاگ اسپات جستجو کنید.
* بخشي از نامه جديد آيت الله منتظري به علماي نجف و قم و ...:
از افراد با سابقه در انقلاب از طريق نامه ، ايميل و يا حضورا به من مىگويند: حاكميت دينى كه شما وعده آن را به مردم مىداديد و ولايت فقيه را مجرى آن مىدانستيد و مىخواستيد آن را به پا داريد همين است كه امروز ما آن را مشاهده مىكنيم ؟ ... اكنون در مقابل مردم آگاه ايران به خاطر ستم هايى كه تحت اين نام و عنوان بر آنان مىرود احساس شرمندگى كرده و خودم را در پيشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل خون هاى ريخته شده شهداى عزيز و تجاوزات به حقوق مردم بيگناه مورد عتاب مىبينم ... كارهاى خلاف شرعى كه خلاف اهداف اوليه انقلاب هم مىباشد و به نام دين و مذهب انجام مىگيرد از مصاديق بارز بدعت است.بدعت منحصر به تشريع و وارد كردن رسمى حكم غير دينى در دين نيست، بلكه شامل هر كار خلاف شرعى كه به نام شرع و مذهب انجام گردد نيز خواهد بود ... مردم مىگويند: اين ظلم ها و حق كشى ها و بدعت ها اگر خلاف اسلام است ، چرا مراجع محترم و علماى دين كه حافظ دين و مذهب و حصن اسلام و شريعت و مدافع حقوق مردم و مبين احكام شريعت و از جمله امر به معروف و نهى از منكر و اظهار مخالفت با خلاف ها و بدعت ها هستند، در مقابل اين همه بدعت ها و كارهاى خلافى كه به نام دين و مذهب انجام مىشود به پيروى از دستور پيامبر اسلام (ص ) اظهار علم و مخالفت صريح با بدعت ها نمى كنند؟... براى انسان اقرار به اشتباه ننگ نيست ، زير بار حق نرفتن ننگ است .
* بخشي از نامه جديد كروبي به مردم:
خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است ... و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد ... مهدی کروبی امروز می داند و به یقین فهمیده است که انگشت بر جای خوبی گذاشته است. آنچنانکه از این هیاهوها و شتابزدگی ها برمی آید مشخص است که قبای آقایان لای در مانده است. توصیه حضرت امیر بود به مالک اشتر که به گونه ای حکومت کن که یک مظلوم حق خود را بدون لکنت زبان از ظالم بگیرد. ما کجا و توصیه های حضرت امیر کجا؟ ... وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است ... من اما قضاوت درباب خود را به داوری مردم و محکمه الهی وامی گذارم...
بهار ۷۶ بود و ما اوج فعاليتهاي دانشجويي را تجربه ميكرديم.خاتمي در مسجد اعظم قم مورد حمله قرار گرفته بود و سيد هادي خامنهاي( يا شايد محتمشي پور) در مسجد محمديه قم با پرتاب مُهر نماز پذيرايي شده بود.با دوستان اصولگرايي كه اين روزها بخشي از نيروهاي نسبتا موثر اصولگرايان منتقد قم هستند بحث ميكردم كه اين روشها نهايتا به نزديكان شما هم خواهد رسيد اما دريغ از گوش شنوا.آن روزها شايد آنان به ظاهر با آن توهينها مخالفت ميكردند اما هم ما و هم خودشان به خوبي ميدانستيم كه در قلبشان چه جشني برپاست.حالا و اين روزها همانها دارند ثمرات آن جشنهاي قلبي و لبخندشان بر كفنپوشان را ميبينند؛ديگر حتي روحانيون شاخص اصولگرا اما منتقد هم از تير كين نوكران كودتا در امان نيستند.اما اين روزها هم پايان ماجرا نيست كه تازه شروعيست براي حذف هرآنچه اطاعت محض از نمايندگان خودخواندهي خدا را بر نميتابد؛ از نيروهاي سياسي خط امام گرفته تا مراجع مستقل تا روحانيت روشنگر و روشنفكر تا احزاب سياسي آزاده حتي روحانيت اصولگرا اما كمي مستقل.و البته در پايان، روزي سراغ آنكه خوب ميدانيم كيست هم خواهند رفت.ـ کالبد شکافی و بررسی چیستی و چرایی این جریان التقاطی بماند برای پستهای بعدی.
براي آنانكه با لجبازي يا خباثت دارند به ظلم ياري ميكنند، همانها كه حتي دهان مردم را هم بو ميكشند مبادا " الله اكبر" گفته باشد حَرَجي نيست اما اميدوارم آنانيكه از نگراني حفظ نظام چشمشان را بر واقعيت ميبندند و گوششان را ميگيرند تا صداي واقعيت را نشنوند بدانند انتهاي اين مسير، نابودي خودشان است و آن نظامي كه برايش نگرانند.
نه براي اين و تاكيد ميكنم اين جمهوري ـ یا بهتر است بگوییم حکومت ـ اسلامي دلم ميسوزد و نه حتي براي اسلام نگرانم كه خداي اسلام خود ميداند چگونه حفظش كند.آنچه نگرانم ميكند از بين رفتن زيرساختهاي اخلاقي، فرهنگي و اقتصادي كشور است.رويش نسلي جديد كه با توحش هر چه تمامتر جنايت ميكند و با توسل به ابزار زر و زور و تزوير يكه تازياش را به رخ ميكشد شايد امروز براي عدهاي ابدي و غيرقابل شكست بنمايد _ كه نيست و كمي خواندن تاريخ لازم است تا بدانيم قويترين ديكتاتورها هم رفتنياند_ اما اين رويش وحشيان جديد و نهايتا پس از مدتي سقطوشان مطمئنا آسيبهاي جدي به زيرساختهاي كشور وارد خواهد كرد.مساله ای که هیچ کسی از آن سودی نخواهد برد.
پرانتز:
۱- تا قبل از جنايات اخير، با حاميان قرائت رسمي دين _ هر چند به سختي اما_ ميشد به زبان نسبتا مشتركي براي بحث رسيد اما اين روزها چگونه ميتوان با آناني كه ظلم را ميبينند ولي دفاع ميكنند يا حتي سكوت ميكنند به كلامي مشترك رسيد؟حاميان كودتا را اين روزها ۴ گروه ميدانم و هم از اين روست كه جوابي هم به سخنپراكنيهاشان نميدهم كه ميدانم دنبال جواب نيستند:۱)سادهدلاني كه وعدههاي دروغين را باور كردهاند.۲)مدافعاني كه از سر ترس و نگراني براي نظام سكوت كردهاند.۳) لجبازاني كه ميدانند واقعيت چيست ولي غرورشان اجازه نميدهد واقعيت و اشتباهشان را بپذيرند.۴) نوكراني كه هيچ چيز جز ثروت و قدرت برايشان مهم نيست و اصولا نوكري بخشي از ذاتشان شده است.
۲-نميدانم چرا اين روزها هر چه سيماي غير ملي چهرهي معصوم و دوست داشتني شهاب الدين طباطبائي را نشان ميدهد كه دارد نمايشش_ بخوانيد اعترافش_ را اجرا ميكند بيشتر عاشقش ميشوم.
۳- آقای مهدوي كني به رئیس جمهور منتخب مردم ـ مهندس موسوی ـ پیشنهاد کرده سيره امام حسن(ع) در جريان صلح با معاويه را پیش بگیرد.کسی می داند منظور ایشان از معاویه چه کسی بوده؟
برای دانلود آهنگ جدید استاد شجریان به این آدرس مراجعه کنید:تغمه های ماندگار
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...
هفتاد سال قبل، تروفیم لیزنکو، رئیس فرهنگستان علوم استالین، طی نوشته ای اعلام کرده بود: " علم ژنتیک توطئه امپریالیسم علیه سوسیالیسم است." و امروز، علوم انسانی ...
پی نوشت:چند پست اخیر وبلاگ دوست خوبم مهرداد قربانی را بخوانید.مصاحبه جالبی است با مهندس توسلی و همینطور مطالبی در مورد ترور شهید رجایی و گزافه گوییهایی که این روزها برخی چسبندگان به اصول نسبت به بهزاد نبودی مطرح می کنند... این نطق آقا بهزاد را هم در ماجرای تحصن نمایندگان مجلس ششم بخوانید تا ببینید کینه دولت کودتا ریشه دار تر از این حرفهاست(ممنون از خانم موسوی بابت این لینک خبری).کامنتی هست در پست قبلی به نام "مژی" شعر بسیار زیبایی است از دست ندهید و همینطور وبلاگش را.
هرگونه مسئوليت شعر ذيل به عهده مرحوم ميرزاده عشقي است.ضمنا هر گونه تشابه در اسامي افراد و اماكن و موضوعات مبتلابه كاملا اتفاقي بوده و اصلا ربطي به تكرار تاريخ ندارد!
جان پسر، گوش به هر خر مکن بشنو و باور مکن
تجربه را باز مکرر مکن بشنو و باور مکن
مملکت ما شده امن و امان از همدان تا طبس و سیستان
مشهد و تبریز و ری و اصفهان شُشتر و کرمانشه و مازندران
امن بود، شِکوِه دگر، سرمکن بشنو و باور مکن
یافته اجحاف و ستم خاتمه نیست کسی را ز کسی واهمه
هست مجازات برای همه حاکم مطلق چو بود مَحکمه
محکمه را مسخره دیگر مکن بشنو و باور مکن
نسخ شد آئین ستمگستری هیچ دخالت نکند لشکری
در عمل مذهبی و کشوری نیست به قانون شکنی کَس جَری
شکوه سپس بر سر منبر مکن بشنو و باور مکن
صحبت جمهوریت از بین رفت غصه مخور این نیت از بین رفت
فرقه بی تربیت از بین رفت زمزمه عاریت از بین رفت
خاطر آسوده مکدر مکن بشنو و باور مکن
نیست بر این ملت یک لا قبا فکر اجانب پس از این رهنما
هست دگر موقع صلح و صفا نیست زهم دولت و ملت جدا
واهمه از توپ شبندر مکن بشنو و باور مکن
تکیه دولت همه بر ملت است ملت از آن، حامی این دولت است
لندن از این حادثه در حیرت است مسکو از این واقعه در زحمت است
دولت حقه است، فغان سر مکن بشنو و باور مکن
بگذار در اين خيال باطل سير كنند كه همهي اين نمايشها موثر بوده، بگذار سرخوشانه در روياي پيروزي غوطهور شوند تا زماني به خود آيند كه در مرداب فسادشان دست و پا ميزنند.اين سنت خداست كه به ظالمان فرصت ميدهد تا سياهي پروندهشان را بيشتر و بيشتر كنند.
کیفرخواست دادگاه اول:+ ... کیفرخواست دادگاه دوم: + ... بررسی حقوقی نخستین دادگاه: + ... گافهای دومین دادگاه: + ... نظرات حقوق دانان: + ... ایرادات حقوقی و نظرات وکلا: + ... نظرات عمادالدین باقی: + ... دیدگاه های دوست خوبم حضرت خضر در وبلاگش:+ و ++ ... نامه کروبی به هاشمی:به شایعه تجاوز به زندانیان رسیدگی شود (لینک جدید نامه)
پی نوشت:
گفت دانایی که گرگی خیره سـر هسـت پنهــان در نهــاد هـــر بشـر
لاجرم جاری است پیکاری سترگ روز و شب مابین این انسـان و گرگ
هر که گرگش را دراندازد به خاک رفته رفته می شود انســـــــان پاک
وانکه از گرگش خورد هر دم شکست آدمـــــــی نیست او گـــرگ هست
وانـکـه با گـرگــش مـدارا مـیکند خلق و خوی گـــــــرگ پیدا می کند
مردمــــان گــر یکـدگـر را مـیدرند گـــرگهاشان رهنــــما و رهـــــبرند
اینکه انسـان هست اینسـان دردمند گرگــــــــها فرمـــــــانروایی میکنند
وان ستمکاران که با هـم محـرمند گرگــــــــــــــــهاشان آشنایان همند
گرگـها هـمـراه و انسانهــا غــریب با که باید گفت این حال غــــــریب؟
از زنده یاد فریدون مشیری
"پيش از شما/به سان شما/بیشمارها/با تار عنكبوت/نوشتند روی باد/كين دولت خجستهی جاويد زنده باد!": دکتر شفیعی کدکنی
سقوط ميكني آقا و اين خيل ياور ... هيچ
و روي سينهي ديوار، عكس و آخـر ... هيچ
قــرار بود تو دست خــــدا بر زمـيــن باشـي
چگونه شد رفيق تو ابليس گشت و ديگر ... هيچ؟
نگاه كن به درياي بيكران خشــم و سكوت
ببين كه هيچ نمانده براي تو اينجا ... هيچ
و مـشـتهـاي گــره خـورده عـاقـبـت روزي
تـو را و تخت تو را خُـرد مــيكنند و ... تنهـا هيــچ
بـراي تـــو مــيمـانـد و آن گـــروه مـــزدورت
و نام تو ثبت ميشود اينگونه: آقا ... هيچ
از همه مفلوكتر، خفاش بود كو عدوُيِ آفتابِ فاش بود
پی نوشت:
از آنجا که خبرنگاران اصلاح طلب در اولین نمایش دادگاه فعالان اصلاح طلب حضور ندارند، جهت اطلاع از اخبار نقل شده از دادگاه و خواندن اعترافات متهمان که البته تحت فشار نبوده و حین خوردن رانی هلو و پیاده روی در هوای آزاد به آنان الهام شده و حالا در برابر دوربين صادق سيماي ميلي(همان ملي سابق) دارد ضبط مي شود به سايت فارس مراجعه كنيد.فقط مراقب صحت و سقم خبرهاي كاناليزه شده باشيد ... متن كيفرخواست را هم اينجا بخوانيد و اصلا ياد ادبيات كيهان نيفتيد... در مورد تشكيل ناگهاني دادگاه هم اينجا را مطالعه كنيد... یک نماینده مجلس هم از قول ابطحی گفته به او قرص می خورانده اند: + ... این هم جدیدترین افاضات رئیس دولت کودتا در مورد گرفتن یقه و چسباندن سر بعضیها به سقف!:+ ... این مقاله نوروز را هم بخوانید:+ ... مصاحبه پسر شهيد بهشتي و اين نكته جالب كه اراذل و اوباش شناسنامه دار در بازداشتگاه ها به كار گرفته شده اند: + ... گفتگوی رئیس جمهور منتخب مردم ایران مهندس موسوی را هم اینجا بخوانید که گفته جنبش حق طلبی مردم کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد... بیانیه جبهه مشارکت را هم درباره نمایش جدید دولت کودتا اینجا بخوانید... این مقاله هم جالب است:تمسخر بازجویان ... ده دلیل برای دروغ بودن اعترافات ... نامه ای به محمد علی ابطحی ... عماد افروغ:دادستان باید محاکمه شود ... اين پست دوست خوبم را هم بخوانيد:وبلاگ ايران آزاد
۱- اين روزها نقش روحانيتِ مستقل و گفتار و رفتارش بيش از گذشته در مركز توجهات قرار دارد چرا كه وقايع اخير از سوي دولتي انجام گرفته كه هر چند عوامفريبانه و سرشار از دروغ ولي پرچم دين را_البته از نوع انحراف يافته و نه واقعي_ در دست دارد و با هر گونه حركت منتقدانهاي با برچسب بي ديني و ضد ديني مقابله ميكند لذا در اين ميان حضور روحانيت مستقل ميتواند اين بازي تكراري را خنثي كند.شايد هم از اين رو باشد كه هر روز خبري مرتبط با اين مساله را ميخوانيم: نامه مجدد دختر حجاريان به آيه الله موسوي اردبيلي و تظلم خواهي دوباره، استفتا از آيت الله بيات و آيت الله منتظري درباره مشروعيت دولت كودتا، بيانيههايشجاعانهي آيت الله صانعي، ديدار منتقدانه آيت الله خرازي با رهبر، احتمال ديدار منتقدانه آيت الله جوادي آملي و اميني با رهبر، سخنان محكم و منتقدانه آيت الله دستغيب و آيت الله طاهري اصفهاني، حتي اعتراض آيت الله استادي و حمايت جمعي از علماي قم از ايشان، اعتراض آيت الله صافي گلپايگاني به مدير حوزه علميه قم و درخواست حمايت شفاف از سخنان آيت الله استادي و ...
۲- يادمان باشد ايران قبل از ۲۲ خرداد با ايران بعد از آن تفاوتهاي اساسي پيدا كرده است. علما و فقها كه در تاريخ پر فراز و نشيب اين مملكت عموما ملجا و پناهگاهي براي تظلمخواهي مردم بودهاند و در برهههايي هم همانند آخوند خراساني در راس جريانات آزاديخواهي و استقلال قرار داشتهاند، تنها در صورت همراهي با مردم ميتوانند نقش سنتي خود را در تحولات آتي ايران حفظ كنند؛آن هم ايران بعد از ۲۲ خرداد.نكتهاي كه آيت الله هاشمي رفسنجاني هم در خطبههاي كم نظير نماز جمعه تلويحا به آن اشاره داشت.
۳- توجه به مبارزات مردمي در اروپا و آمريكا و نقش كليسا در آن زمان( در اروپا كليسا مقابل جريانات مردمي قرار داشت و در آمريكا همراه مردم) و حرمت و نقش فعلي كليسا و دين در اين دو منطقه نيز( مذهبيتر بودن آمريكا نسبت به اروپا و حتي نژادپرستي كمتر در آمريكا) مبيّن اين نكته است كه دين تنها با حمايت از مردم و همراهي مردم و محافظت نهادش از نهاد رسمي حكومت ميتواند استوار بماند.نكتهاي كه اميدوارم روحانيت مستقل آنرا درك كرده و مواضعش را در قبال اتفاقات اخير، شفافتر و مستحكمتر نمايد.
پي نوشت:
باز هم روسيه: + ... گزارش جالبي از روند اختلافات شوراي نگهبان و وزارت كشور در انتخابات مجلس سوم و حمايت امام از راي مردم:+ ... دليلي ديگر بر صداقت موسوي: برادر دكتر رهنورد يك ماه پيش بازداشت شده بود: + ... تيتر جالب روزنامه اسرائيلي:+... كتاب الكترونيكي دروغهاي كيهان:+
براي آزادیخواهان اسیر در زندان كينهي دولت كودتا بهويژه دوستان نازنینم محمدرضا يزدان پناه و سید شهاب الدين طباطبايي كه جز مهرباني و زلالي از آنها نديدم و ميدانم يزدان پاك نگهبانشان است.
ديوارها نابودي خود را امضا كردهاند
و سكوت
تنها داور ميان ما و پدرخوانده است
- آن زمان كه از وحشت سقوط
فريادهايش را بر كمرهاي خميده بيگناهان ميكوبد
تو ميدانستي ديوارها نابودي ابدي با خود دارند
كه سبدهاي ميوه را به رودخانههاي مرده هديه دادي
و پرده از اشتياقي كهنه برداشتي
حالا ببين آن رودهاي خاموش چه خروشي گرفتهاند
از آن سيبهاي سرخ
و آن رويايي كه داشت سنگ ميشد
حالا دارد آرام آرام
تمام دنياي اربابان را تسخير ميكند
و من كه دارم
پيالهي خيالم را
با شراب روياهات
ارغواني ميكنم
ميخواهم تا وقتي برگردي
خروش اين قطرههاي به هم پيوسته را
نظارهگر باشم
و تصوير تو را
بارها و بارها
در آينه زلال قلبشان
به تماشا بنشينم
آخرين سيب آن سبد را برايت نگه داشتهام
براي فرداي نزديك
همان روزي كه ديوارها
به نابودی ابدیشان دچار می شوند
پی نوشت:
۱- مبعث پیامبر مهربانی و رحمت مبارک باد.
۲- هفت دلیل برای اثبات تقلب در انتخابات ( گزارش جالبیست)
۳- آخرین اخبار از وضعیت خانم ترانه موسوی: + و ++ ... گزارشي از مادر شهيد سهراب اعرابي در وبلاگ خانم نورالهدي: + ... كاريكاتور روزنامه مردمسالاري براي هواپيماي روسي: + ... وقتي ونزوئلا خنجر از پشت ميزند: + ... وزيري كه ادعاي نابغه رياضي قرن را دارد: + و تکذیبیه انجمن ریاضی آمریکا در این مورد:+ ... مشاهدات تكان دهنده يك پزشك از شنبه خونين: + ... عماد افروغ: نگران تسري سلب اعتماد از حاكمان به حاكميت و اصل انقلاب هستم: + ... وقتي كارشناسان روسي دلسوز انقلاب ميشوند: + ... ارتش عراق حوزه نفتي ايران را تصرف كرد: + ... تدفين يك شهيد ديگر جنبش سبز: محمد كامراني: + ... این پست را حتما بخوانید: نماز گزاردم و قتل عام شدم
رئيس محترم سيماي ميلي ( همان ملي سابق!)، ميدانم كه خبرنگارانت مبهوت شدهاند، ميدانم كه ميكروفونهايت فقط در ميان بخشهاي خاصي از جمعیت قادر به ضبط صداست، ميدانم كه هليكوپترت براي فيلمبرداري هوايي نقص فني دارد، ميدانم كه دوربينهايت فقط تصوير عدهاي خاص را نمايش خواهد داد، همهي اينها يعني اخبار اين حضور شگفتانگيز، باز هم مستاصلتان كرده...
هر چند دير، هر چند كوتاه، هر چند باز هم کمی محافظه كارانه ولي... آفرين هاشمي و آفرين بر اين موج سبزي كه آرام آرام به ساحل مقصود خواهد رسيد.
پی نوشت:
۱- اگر ف. ي. ل. ت. ر ش. ك. ن داريد سري به اين لينكها بزنيد:
ayandenews.com/fa/pages/?cid=10229 ... ayandenews.com/fa/pages/?cid=10241
ayandenews.com/fa/pages/?cid=10242 ... election.7rooz.com
radiofarda.com/content/f35_hashemi_film/10779215.html
youtube.com/watch?v=CaVyAE1fStU ... youtube.com/watch?v=vX9i_UFPuak
youtube.com/watch?v=Z-Fua2v8nVQ
۲- هنوز این سایتها ف. ی. ل. ت. ر نشده اند: نوروز ... موج. سبز. آزادی ... نواندیش ... تماشاگران.ir
اين روزها چقدر اسم روسيه را ميشنويم:
تقديم درياي خزر به روسيه، بازهم عهد شكني روسيه در تحويل نيروگاه اتمي بوشهر و درخواست مكرر مبلغي بيش از رقم مورد توافق براي ادامه فعاليتها، اسما حمايت از ايران و رسما انجام معامله پنهاني با آمريكا، كودتاي 23 خرداد با حضور تيم مشاور روسي، مخالفت روسيه با تحريم ايران در سازمان ملل و در حقیقت تلاش براي كشاندن منطقه به جنگ و ... و امروز هم سقوط هواپيماي توپولوف دیگر ( این بار در مسير تهران – ايروان و در نزديكي قزوين)
ميخواهيم يك تنه دنيا را اداره كنيم، براي دنيا شاخ و شانه ميكشيم، مدعي نابودي خيليها هستيم، قطعنامهدان پاره ميكنيم، به آنجاي ديگران كه از دست ما سوخته آب ميپاشيم، ... و وقتي حتي براي تهيه قطعات يدكي هواپيما تحريم هستيم، در نهايت پر رويي مدعي ميشويم اين تحريمها كه كاغذ پارهاند.راستي كشورهاي اروپايي و آمريكايي و آفريقايي وآسيايي و ... انسان نيستند و هزاران يك نسبت ديگر دارند، روسيه كه دوست جان ماست و براي تشكيل حكومت اسلامي اينهمه هزينه كرده!، اگر نيروگاه اتمي بوشهر را به موقع تحويل نميدهد، اگر پول نفت ما را به تاراج ميبرد، اگر درياي خزرمان را از چنگمان در ميآورد، اقلا قطعات يدكي هواپيماهاي خارج از ردهاش را تحويل دهد یا کارشناسان فنی تبعیدی اش در سرویس این لگنها دقت بیشتری به خرج دهند تا هوطنانمان اينگونه در ميان هوا و زمين پودر نشوند ( هرچند احتمالا مقصر سقوط هواپيما يا خلبان بوده كه الان خودش هم پودر شده يا عوامل استكبار جهاني دخيل بودهاند.)... راستي به قول بعضي از ما بهتران، مردم ايران خاطرات خوبي از روسيه دارند... بي خيال گلستان و تركمنچاي و درياي خزر و ...
پي نوشت:
۱- صحبتهاي رئيس جمهور منتخب مردم ايران، مهندس ميرحسين موسوي در بازديد از خانواده شهيد سهراب اعرابي را اینجا بخوانيد.
۲- نامهي دردناك دختر فيض الله عرب سرخي را در وبلاگش بخوانيد.
۳- از سايت خبري موج . سبز . آزادی بازديد داشته باشيد.و البته این خبر درباره سردخانه ای در جنوب شهر
۴- پنج هزار نفر از سبزاندیشان ایرانی برای آزادی فرزندان در بندشان دعا می کنند . برای اطلاعات بیشتر به سایت نوروز مراجعه فرمائید.
۵- پست جدید محمد نوری زاد را در وبلاگش بخوانید البته اگر بعدا تکذیبش نکند.
۶- این گزارش هم که درباره سقوط هواپیماست جالب است.
بانوي قصههايم
بر من ببخش اگر اين روزها
عاشقانههايم ساكتند
امروز
هزاران چشم با چشمهايم ميگريند
و هزاران قلب با قلبم ميتپند
بايد به رفتن ادامه دهم
كه هزاران پا با گامهايم همراهند
و همچنان بايد بر صورتكهاي دروغ مشت بكوبم
كه هزاران دست ياريام ميدهند
امروز
با هر فريادم
صداي آناني را ميشنوي
كه سالهاست در كوچه پس كوچههاي غربت تاريخ
تنها ماندهاند
امروز اما
اين خستهي اميدوار
" من " نيستم
كه " يك تاريخ" با " من " است
بانوي قصههايم
بر من ببخش اگر عاشقانههايم ساكتند

پی نوشت:ممنونم از دوست خوبم - مهتاب - بابت موافقت با سرقت عکس بالا از وبلاگش!
مولاي من سالروز ميلادت را بايد جشن بگيريم اما چه كنيم با دل خونباري كه اين روزها وقايع سقيفه را به گونهاي ديگر تحمل ميكند.
مولاي من، ميبيني چگونه به نامت پوستين وارونه بر دين زدند؟ ميبيني اسلام را ابزاري كردهاند براي بقاي زر و زور تزويرشان؟ ديدي چگونه به نام فرزندت _آن موعود مهرباني كه حضورش را تشنهايم_ بر مردم بيگناه آتش گشودند؟
مولاي من، ميبيني چگونه مارقين و قاسطين و ناكثين زمانه، اينبار اما با سيمايي جديد و زير لواي دروغينِ نام زيباي تو، كمر به نابوديات بستهاند؟ميخواهند تو را از ما بگيرند تا جايش معاويههاي كريهالمنظر و عمروعاصهاي لجنمال شده را بر ما مسلط كنند.
مولاي من، بگو چگونه جشن بگيريم وقتي صدها خانوادهي داغدار با چشمي اشكبار و چشمي خونبار شكايت اربابان دروغ و نفاق را به درگاهت آوردهاند؟
از تو كه ميدانم وجودت سرشار از مهرباني و احترام به بندگان خداست رخصت ميطلبم تا اينگونه شكوِه كنم كه:اللهم اِنّا نَشکو اِلَیکَ فقد نبیَّنا و غیبته وَلیّنا و کِثره عَدوّنا و شِدّة الفِتَن بنا ...
مرا راهي كن سوي ميخانه، بده پيمانه، به اين ديوانه
تو ميداني ز عشق تو كه خمارم، پياله ندارم
پی نوشت:نامه دادخواهی دختر سعید حجاریان به مراجع را در وبلاگ دوست خوبم جناب بیات عزیز بخوانید.
چند روز پيش ايميلي به دستم رسيد حاوي عكسهای زير:


ظاهرا جریان از این قرار است که شير ماده پس از شكار متوجه ميشود شكارش باردار بوده است.ابتدا به نجات بچهي شكار ميپردازد و پس از آن، بدون دريدن شكاري كه با زحمت به دست آورده به گوشهاي رفته و ميميرد( به عبارت ما انسانها!، دق مي كند.)
فارغ از صحت و سقم اين عكسها ولي مطالبي از اين دست زياد شنيدهايم.اين عكسها را مقايسه كنيد با عكسهاي اين روزها: برخوردهاي خشونتآميز برادران مومن و متعهد گروه فشار، شهادت ندا و دهها تن ديگر كه اين روزها فقط براي احقاق حق خود آنهم بهصورت مسالمتآميز و آرام تجمع كرده بودند و ... چه زيبا گفته زنده ياد مشيري كه " گفتگو از مرگ انسانيت است"
پی نوشت:این پست دوست خوبم جناب صلواتی عزیز را بخوانید.شعر زیباییست.
این روزها و در حالی که فضای عمومی کشور ملتهب است و شرایط دشوار و در عین حال حساسی را پشت سر می گذاریم، صحبت بیشتر مسئولین محترم حول محور رعایت قانون می چرخد؛ نکته ی کاملا درستی که البته معلوم نیست چرا قبل از انتخابات، حساسیت قابل توجهی نسبت به آن وجود نداشت. اما مساله ای که متاسفانه نسبت به آن بی توجهی می شود این است که مشکلات فعلی ریشه در قانون گریزی و رفتارهای غیرقانونی و غیر اخلاقی عده ای از دولتمردان فعلی دارد.
از رفتارهای قبل از انتخابات گرفته نظیر تغییر و تحولات گسترده در وزارت کشور، حمایت تعدادی از اعضای محترم شورای نگهبان از کاندیدایی خاص، استفاده گسترده برخی مسئولین از امکانات دولتی برای تبلیغ به نفع کاندیدایی خاص تا رفتارهای روز انتخابات همانند عدم صدور مجوز برای حدود ۴۰% از نمایندگان مهندس موسوی برای حضور در محل های رای گیری، عدم حضور نمایندگان ایشان هنگام پلمپ صندوق ها، کمبود تعرفه در حوزه های رای گیری در حالی که عنوان شد حدود ۱۲میلیون( عدد دقیق را فراموش کرده ام شاید ۱۵ میلیون) برگه اضافه چاپ شده، عدم تمدید انتخابات بعد از ساعت ۲۲ و حضور مردم سرگردان پشت دربهای بسته محل های اخذ رای، عدم حضور نمایندگان کاندیداها در محل تجمیع آرا و ... و حتی رفتارهای بعد از رای گیری نظیر اعلام تعجیل آمیز نتایج( برخی خبرگزاریها و نهادهای خاص نه تنها چند ساعت قبل از پایان رای گیری که روزهای قبل نتایج را اعلام کرده بوند)، عدم دقت در ارائه آمار نتایج و وجود برخی تناقضات در آنها(تفاوت در جمع های نهایی آمار، نمودار رشد متناسب و مشکوک آمار و ...)، وجود تعداد رای دهندگان بیشتر از واجدین شرایط در برخی شهرها، قطع امکانات ارتباطی و فیلترینگ سایتهای خبری، عدم صدور مجوز بر ای راهپیمایی آرام معترضان علیرغم نص صریح قانون اساسی، برخوردهای خشونت آمیز با مردم و ... همه نشان دهنده وجود بی قانونی گسترده در رفتار مجریان قانون است.در این شرایط تاکید فراوان برخی مسئولین بر پایبندی به قانون توسط مردم و کاندیداها بدون توجه به قانون گریزی های گسترده قبلی_ علیرغم به جا بودن تذکر_ غیر از نمک پاشیدن بر زخم خیل انبوه مردم معترض و جریحه دار کردن و تحریک عواطف آنها معنای دیگری هم دارد؟
پی نوشت:
۱- رفتارهای قانون گریزی که ذکر شد بخش کوچکی بود از مطالبی که همه به خوبی می دانیم و پنهان کردن آن مصداق ضرب المثل قسم حضرت عباس و دم خروس است.
۲-نمی دانم فیلم شهادت خانمی در خیابان کارگر را دیده اید؟تا آخرین لحظات هم ندای الله اکبرش قطع نمی شد.چه خس و خاشاکی هستند این اراذل و اوباش که با ندای الله اکبر هم جان می بازند!همین تکبیر و همین فریاد رسای سکوتمان است که اینچنین لرزه بر اندام برخی انداخته است.با همین هوشیاری لازم است آرامشان را حفظ کنیم.
۳-با تمام ایمان ناقصم و از خالصترین نقطه ی قلبم خدا را شاکرم که به میرحسین رای دادم و شکرگزارم که رای من و ۲۵ میلیون هموطنم به او باعث افشای دیکتاتوری و چهره ی منافقانه ی دروغ مصلحت آمیر شد.حتی اگر شیر مرد صحنه ی آزادیخواهی ایران بنا به دلایلی که به خوبی می دانیم مجبور به سکوت شود و حتی اگر اعتراضات مسالمت آمیز مردم با هر روشی خاموش شود باز هم نام میرحسین موسوی و خیل انبوه حامیان مردمی اش در تاریخ ثبت خواهد شد... ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما.
۴- دوستان عزیزم لطفا در کامنتها از به کار بردن اسامی خاص و مطالب خیلی صریح پرهیز کنید تا این روزنه باز هم روشن بماند.
نام سياه تو
نبود
پی نوشت:
یکی از بندگان ظاهرا مومن خدا متاسفانه با داشتن رمز وبلاگم اقدام به ورود و ثبت کامنت برای دیگران به نام من داشت که خوشبختانه با تذکر دوستان زود متوجه شدم و با تغییر رمز این مساله حل شد.از دوستان خوبم انتظار دارم کامنتهایی که با منش و روش من سازگار نیست را به نام من نگذارند.
يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور
كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخــــور
در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قــدم
سرزنشها گر كند خار مغـــيلان غــم مخـــور
پي نوشت:
۱- اين روزها نه فقط تهران كه اكثر شهرها در آتش كين اربابان ميسوزد.ديگر تفاوتي بين دانشگاه و خوابگاه و خيابان نيست.صداقت و راستي معناي تازهاي مييابد؛ ديانت و مردمداري رنگ تازهاي ميگيرد و چهرهي ديكتاتوري نمايان ميشود.
۲- دوستان عزيز براي نمايش اعتراضات خود فقط از راههاي مدني استفاده كنيد.ايجاد اغتشاش تلاشي است كه توسط اقتدارگرايان مديريت ميشود تا راه برخورد خشن هموار شود.اين مديريت يا از طريق عصباني كردم مردم است يا از راه استخدام عدهاي قلچماق.هوشيار باشيد حتي هنگام تجمعهاي خياباني و به تمسخرها و توهينهاي اقتدارگرايان و فريب خوردگانشان اهميت ندهيد.
۳- شبها از پنجره و پشت بام و هر روزني كه ممكن است بانگ الله اكبر را فراموش نكنيد.
۴- روز ما فرداست... فردا روشن است.
۵- برخي اخبار رسمي يا غير رسمي را در اين سايت ببينيد:http://elections.7rooz.com/
مادرم شرمندهام كه روزت را اينگونه و در فريادهاي خياباني و گازاشكآور و باتوم تبريك ميگويم.از تو آموختم در برابر ظلم آرام نگيرم آن زمان كه برايم ميخواندي " برترين اعمال گفتن حرف حق مقابل سلطان زورگو است" حالا دارم همين كار را انجام ميدهم؛ تلاش ميكنم تا بار ديگر 28 مرداد تكرار نشود.
پي نوشت:
۱- راي مهندس موسوي رئيس جمهور منتخب مردم ايران در اواخر شمارش، حدود 18 ميليون بود و راي دروغگو حدود 8 ميليون.به عبارتي، در اعلام نتايج، نامها جابجا شده است.
۲- مهندس موسوي در نامهاش به مراجع نوشت: تصور تقلب در آراي مردم تا اين اندازه و برابر انظار شگفت زده جهانيان از حكومتي كه تعهد به عدالت شرعيه از اركان اساسي آن شمرده ميشود، براي كسي ممكن نبود.
۳- آن 24 ميليوني كه به دروغگو راي دادهاند اگر واقعي هستند پس چرا در خيابانها ديده نميشوند؟مگر اين پيروزي بزرگ برايشان قابل جشن گرفتن نيست؟
۴- اين اتفاقات لازم بود تا به يادمان بياورد كودتا فقط در كشورهاي آفريقايي به وقوع نميپيوندد.
بالاخره اخبار پشت پرده اين چند روز اخير و پيش بيني ناشی از آن _فعلا_ به وقوع پيوست و اقتدارگرايان با جابجا كردن آراي ملت، صداقت و ديانت خود را نشان دادند.شايد اين وضعيت نياز بود تا بعضي معتقدان راسخ به اصل ولايت فقيه و ذوبشدگان در آن هم به همين نتايجي برسند كه ما مدتهاست رسيدهايم.
به سبزجامگان و دوستان عزيزم كه در اين مدت در راه استقرار دموكراسي و آزاد كردن جمهوري اسلامي از هيچ تلاشي دريغ نكردند بهعنوان قطرهاي از اين درياي بيكران توصيه ميكنم ، نا اميد نشوند.مسيري كه در آن قدم نهادهايم سرشار از فراز و نشيب است و البته كه اين كودتاي اقتدارگرايان هم به اين راحتي به سرانجام نخواهد رسيد.مملكت آبستن حوادثي است كه اميدوارم از راه مسالمت آميزي به قوع بپيوندد.
1- هر چند هر كانديدايي طبيعتا هواداران خودش را دارد و باز هم هر چند رئيس دولت نهم با حاتمبخشي از بيت المال در بعضي مناطق وضعيت بهتري دارد اما وضعيت استقبال مردمي از ميرحسين واقعا فراتر از حد تصور است.اين موج سبز حتي در شهرستانها و روستاها هم مشاهده ميشود.
2- آنچه نگران كننده است تلاشهاي فرقهي مصباحيه براي امدادرساني غيبي است كه بر اساس اخبار پشت پرده، ظاهرا از هيچ موقعيت ممكن يا غيرممكني هم دريغ نخواهند كرد. در اين ميان اقتدارگرايان يا بايد پيروزي ميرحسين را بپذيرند يا آنكه به مدد امدادهاي غيبي برگه هاي راي موسوي را به نام ديگري بخوانند كه در آنصورت واقعا نميدانم با خيل عظيم حاميان موسوي چه خواهند كرد؛همانها كه اين روزها و شبها خيابانهاي بيشتر شهرها را در تسخير خود دارند.همانها كه ديروز با راهپيمايي مسالمت آميز و ميليوني خود موج سبز را به رخ حريفان كشيدند.
3- یادمان باشد فقط و فقط حضور سيل آساي مردم است كه ميتواند باطل كنندهي سحر باشد.به عبارتي جمعه بايد همه كاوهي آهنگر باشيم.
4- و كلام آخر آينكه حضور اول وقت پاي صندوقهاي راي و همراه داشتن خودكار شخصی را جدي بگيريد.مساله فراتر از تبليغات يا حتي جنگ رواني است.
مــا نـگوييم بــد و ميـل به ناحـــق نــكنيم
جامهي كس سيه و دلق خود ازرق نكنيم
پي نوشت:
مناظره رئيس دولت نهم و رئيس دولت دهم واقعا متانت و شرافت ميرحسين را اثبات كرد؛خوشحالم شرمندهي وجدانم نيستم بابت حمايتم از او.
روزهاي اخير شاهد تخريب ميرحسين در يكي از روزنامههايي هستيم كه چندي قبل نيز تخريب خاتمي را در دستور كار خود داشت.نه، اشتباه نكنيد؛ برادر حسين و دار و دستهي متمدنش را نميگويم.متاسفانه تيم روشنفكري كه مدتي قبل يكي از هفته نامههاي وزين كشور را اداره ميكرد بنا به دلايلي كه قاعدتا شخصي نبوده و به منافع ملي توجه داشته، تخريبهاي غيرمحسوسي را عليه خاتمي آغاز نمود.بعد از استقرار اين تيم در يكي از روزنامههاي اصلاح طلب، اين روند ادامه داشت و جالب است كه پس از انصراف خاتمي هم تداوم اين روند را شاهد بوديم و باز هم جالبتر اينكه اين روزها و در پي اوج گرفتن پذيرش ميرحسين در جامعه، اين تخريبها عليه او انجام ميشود.
چقدر ناراحت كننده است ديدن دوستاني كه خود را اصلاح طلب، روشنفكر، سياستورز مدرن و ... ميدانند و در ميدان بی اخلاقی اينگونه در ربودن گوي سبقت از كيهانيان شتاب دارند.
از آن روزي كه تصميم گرفتيم اخلاق را در عرصه سياست رعايت كنيم بر ما واجب شد در برابر خيلي از مسائل عليرغم آنكه پشت پرده را بسيار شفاف ميديدم ، سكوت كنيم و دم بر نياوريم تا رشته نحيف وحدت همچنان _ هر چند سخت_ باقي بماند.نميدانم تا چه زماني اين صبر دوام خواهد آورد اما امان از روزي كه پرده برافتد...
پي نوشت:
۱- اين روزها صحنههاي خوب و بد زيادي ميبينم.از آن دست صحنههايي كه هم خوشحال ميشوم از فهم بالاي همانها كه تودهي مردم ميخوانيمشان و هم ناراحت از خودشيفتگي آنهايي كه به اشتباه روشنفكر ميدانيشمان.اميدوارم فرصتي پيش بيايد تا بخشي از آنها را بنويسم.
۲- هر چه پيش ميرويم به صداقت، شرافت و زلالي خاتمي بيش از پيش ايمان ميآورم.
۳- در ستاد بلوار دريا مستقرم و خوشحال ميشوم دوستان دنياي مجازي و حقيقيام را ملاقات كنم.
۴- سایت موج سبز را بخوانید.توسط تعدادی از دوستان خوبم اداره می شود.
با توام هم نسل من:
تو اما پاي پس مگذار
در اين وادي حيراني قدم بگذار
بر آن روياي پر ترديد دل مسپار
قدم بردار
سومين همايش موج سوم كه روز چهارشنبه برگزار شد، پر شور و بود خاطرات سالهاي 76 را برايم تداعي كرد.به نظر ميرسد نسل سوم هم توانسته با شرايط جديد كنار بيايد.فقط اميدوارم با انتظارات بيش از حد از موسوي دچار اميد واهي نشويم.گزارش اين مراسم را اينجا بخوانيد.
پي نوشت:
يكي از داستانهايم را در انجمن ادبي چوك بخوانيد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|