|
مولاي من سالروز ميلادت را بايد جشن بگيريم اما چه كنيم با دل خونباري كه اين روزها وقايع سقيفه را به گونهاي ديگر تحمل ميكند.
مولاي من، ميبيني چگونه به نامت پوستين وارونه بر دين زدند؟ ميبيني اسلام را ابزاري كردهاند براي بقاي زر و زور تزويرشان؟ ديدي چگونه به نام فرزندت _آن موعود مهرباني كه حضورش را تشنهايم_ بر مردم بيگناه آتش گشودند؟
مولاي من، ميبيني چگونه مارقين و قاسطين و ناكثين زمانه، اينبار اما با سيمايي جديد و زير لواي دروغينِ نام زيباي تو، كمر به نابوديات بستهاند؟ميخواهند تو را از ما بگيرند تا جايش معاويههاي كريهالمنظر و عمروعاصهاي لجنمال شده را بر ما مسلط كنند.
مولاي من، بگو چگونه جشن بگيريم وقتي صدها خانوادهي داغدار با چشمي اشكبار و چشمي خونبار شكايت اربابان دروغ و نفاق را به درگاهت آوردهاند؟
از تو كه ميدانم وجودت سرشار از مهرباني و احترام به بندگان خداست رخصت ميطلبم تا اينگونه شكوِه كنم كه:اللهم اِنّا نَشکو اِلَیکَ فقد نبیَّنا و غیبته وَلیّنا و کِثره عَدوّنا و شِدّة الفِتَن بنا ...
مرا راهي كن سوي ميخانه، بده پيمانه، به اين ديوانه
تو ميداني ز عشق تو كه خمارم، پياله ندارم
پی نوشت:نامه دادخواهی دختر سعید حجاریان به مراجع را در وبلاگ دوست خوبم جناب بیات عزیز بخوانید.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|