تبليغاتX
دست خیال - آقا، خواب ندارد
  header
 

جُرمم فقط خواستن بود و به این جُرم، بد می­کُشند اما آن­که کُشته می­شود، سرافکنده کُشته نمی­شود..... من متعلق به نفرت از اسارتم و نفرت از استبداد، اما به باور داشتن، عادت نمی­کنم.عادت، ردّ تفکر است و ردّ تفکر، آغاز بلاهت است و ابتدای دَدی زیستن.انسان، هرچه دارد، محصول تمام هستیِ خویش را به اندیشه سپردن است..... آنچه شما گلّه می­نامید آقا، گلّه نیست یک گروه بزرگِ عاشق صادق است و به ظاهر خاموش.پنج هزار سال است که به ظاهر، خاموش است و صدها حکومت را با سر، زمین زده است.مردمان ما می­دانند که در تَن سکوت، چگونه زهری جاری­ست..... حکومت­هایی که معنی دوست داشتن را نمی­فهمند، نفرت انگیزند و نفرت انگیز­ترین چیزی که خداوند رخصت داد تا ابلیس به انسان هدیه کند حکومتی­ست که عشق را نمی­فهمد..... هیچ چیز مثل خودِ استبداد، استبداد را رسوا نمی­کند... ( بخش­هایی از کتاب " یک عاشقانه­ی آرام، اثر زنده یاد نادر ابراهیمی)

پی نوشت (بی ارتباط با 22 خرداد و 30 خرداد و 18 تیر و روز قدس و  13 آبان و 16 آذر و ...!) : صرف نظر از دوست داشتن یا دوست نداشتن ما، اما، حکومتی که به اصلاح، تِن ندهد به تغییر، دچار خواهد شد.

  نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 17:48  توسط  دست خیال  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM